فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٣٠
را فروتر دانست و هم مىتوان آدمى را از اين حيث با حيوانات و ديگر موجودات مقايسه نمود و آنها را فراتر از فرشتگان يا فروتر از جمادات و حيوانات شمرد. در آيات قرآن كريم، اين مقايسهها صورت گرفته است.
نفْسكُشى و تحقير نفس در اخلاق اسلامى، توصيه مىشود كه انسان بايد نفس خود را بكشد و آن را تحقير كند. اين توصيه با مسأله كرامت و عزّت نفس چگونه سازگار است؟ در پاسخ، بايد دانست كه مراد از «نفس كُشى» جلوگيرى از طغيان هواهاى نفسانى است، نه ذلّتپذيرى و خوار كردن خود. در يونان قديم، گروهى بودند كه به آنان «كلبيون» مىگفتند. «١» اينان خود را همچون سگان، خوار و پست مىشمردند و بههمگان نيز چنين روشى را توصيه مىكردند.
در ميان صوفيان نيز ملامتيّه معتقدند، براى مهار نفس امّاره، بايد خود را در انظار مردم خوار و خاكسار كنيم تا كسى براى ما ارزش قايل نشود.
شهيد مطهرى قدس سره در نقد اين طرز تفكر مىنويسد:
من مكرّر گفتهام كه اين شعر سعدى تعبير صحيحى نيست: ...
من آن مورم كه در پايم بمالند نه زنبورم كه از نيشم بنالند ... اين درست نيست. زبان حال يك مسلمان اين است:
نه آن مورم كه در پايم بمالند نه زنبورم كه از نيشم بنالند مگر امر داير است كه انسان يا مور باشد و يا زنبور؟! نه مور باش و نه زنبور. بعد (سعدى) مىگويد: