فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٢٩
آنها كه با رنج و زحمت، اين كرامتها را كسب مىكنند حتى از ملايك هم بالاتر مىروند و جايگاهى بس رفيع در نظام هستى را واجد مىشوند و آنها كه با اختيار، در پى كسب اين كمالات نيستند و يا اگر دارا هستند، آنها را از دست مىدهند حتى از چهارپايان نيز پستتر مىشوند. از اين رو قرآن كريم در يك دسته از آيات به نكوهش انسان مىپردازد و او را موجودى مىشمارد كه به دست خود و با اختيار و اراده مىتواند به پستترين مراتب نزول كند. نمونههايى از اين قبيل آيات بدين قرار است:
«ثُمَّ رَدَدْناهُ اسْفَلَ سافِلينَ» «١» سپس آدمى را به پستترين پستىها برگردانديم.
«اولئِكَ كَالْانْعامِ بَلْ هُمْ اضَلُّ اولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ» «٢» آنان همانند چهارپايان، بلكه گمراهترند. آنان همان غافلانند.
«خُلِقَ الْانسانُ هَلُوعاً اذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً وَ اذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعاً» «٣» انسان حريص آفريده شده است؛ هرگاه كه شرّى به او برسد، بىتاب مىشود و هرگاه خيرى به او برسد، بخل مىورزد.
كرامت حقيقى: بايد توجه كرد كه كرامت اكتسابى انسان، حقيقى است، نه اعتبارى و قراردادى؛ يعنى: تكامل انسان با اكتساب اين كرامتها، حقيقتاً حاصل مىشود. از اين رو، هم مىتوان انسانها را از حيث برخوردارى از كرامت اكتسابى و يا عدم آن با يكدي فلسفه اخلاق ١٣٦ نقد نظريه سارتر ص : ١٣٦ گر مقايسه كرد و يكى را فراتر و ديگرى