فلسفه اخلاق - غرویان، محسن - الصفحة ١٢٣
اعمال «١» و جنبه ملكوتيه آنها است كه نيّت است. و اين معنىِ حديث مشهور است: «نيّةُ الْمُؤْمِنِ خَيْرٌ مِنْ عَمَلِهِ» و تمام اعمال در نيّات فانى هستند و ا فلسفه اخلاق ١٢٩ ٢ - كرامت اكتسابى ص : ١٢٨ ز خود استقلالى ندارند. پس از آن [امام صادق عليه السلام] استشهاد فرمود به قول خداى تعالى: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ» «٢»؛ هركس بر شاكله خود، عمل مىنمايد و اعمال تابع شاكله نفس است. و شاكله نفس گرچه هيئت باطنى روح و ملكات مخمَّره (عجين شده) در آن است، لكن نيّات، شاكله ظاهريه نفسند.
توان گفت كه ملكات شاكله اوّليه نفس و نيّات شاكله ثانويه آن هستند و اعمال تابع آنها است، چنانچه حضرت فرموده است:
شاكله، نيّت است. «٣» حُسن فعلى يا حُسن فاعلى؟
از آنچه گفته شد، روشن مىشود كه در فلسفه اخلاق اسلامى، براى ارزش داشتن يك رفتار و عمل اخلاقى، هم حُسن فعلى لازم است و هم حسن فاعلى. مراد از حُسن فعلى اين است كه صورت و جرم فعل بايد متناسب با نيّت خير باشد، نه اين كه كاملًا با آن ناهمگون و نامتناسب باشد؛ مثلًا، كسى كه نيّت نيكى كردن به كودك يتيمى دارد، نبايد به او سيلى بزند؛ چون سيلى زدن با نيّت خير نسبت به كودك يتيم سازگارى