اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ٧٢ - ضرورت انضباط اجتماعى
ضرورت انضباط اجتماعى
اساس زندگى اجتماعى بر نظم بنا شده و حفظ تار و پود جامعه به حفظ قانون وابسته است. اگر نظم و قانون مراعات نشود، به اصطلاح «سنگ روى سنگ بند نمىشود.» از اين رو، هر اجتماعى- گر چه بدوى و جنگلى- بايد قانونى لازم الاجرا داشته باشد تا بتواند شكل بگيرد و به حيات خويش ادامه دهد. بخش مهمّى از معارف اديان الهى نيز به نظم و انضباط اختصاص يافته امّا در هيچ مكتبى چون اسلام، بر اين مسأله تأكيد نشده است، شايد بتوان گفت: دين، براى برقرارى نظم و انضباط در سراسر زندگى بشر آمده تا او را در زندگى فردى، اجتماعى و در رابطه با خود، خدا و مردم، منضبط و دقيق بار بياورد.
اميرمؤمنان صلوات اللّه عليه، در سخنى، يكى از اهداف چهارگانه قرآن را ايجاد نظم و انضباط دانسته مىفرمايد:
«... ذلِكَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ يَنْطِقَ وَ لَكِنْ اخْبِرُكُمْ عَنْهُ الا انَّ فيهِ عِلْمَ ما يَأْتى وَ الْحَديثَ عَنِ الْماضى وَ دَواءَ دائِكُمْ وَ نَظْمَ ما بَيْنَكُمْ.»[١]
اين قرآن است، او را به سخن آوريد، ولى او هرگز سخن نمىگويد، اما من شما را از [پيام] او آگاه مىسازم؛ همانا در قرآن؛ دانش آينده، اخبار گذشته، داروى درد شما و [آيين] نظم و انضباطِ ميان شما، نهفته است.
پيشواى هفتم، امام كاظم ٧ نيز، به پيروان قرآن سفارش مىكند كه زندگى خويش را بر نظم و برنامهريزى دقيق استوار سازند:
[١] - نهج البلاغه، خطبه ١٥٧، ص ٤٩٩.