اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ١١٥ - راههاى گسترش و تحكيم عدل
نوع تقسيم مىكند و درباره هر يك چنين توضيح مىدهد:
١- ظلمى كه بخشيده نمىشود و آن، شرك به خداى متعال است.
٢- ظلمى كه [با توبه و استغفار] مورد عفو قرار مىگيرد و آن ستم بنده نسبت به خودش مىباشد.
٣- ستمى كه بازخواست خواهد شد و آن، ستم بندگان به يكديگر است؛ قصاص در اين مورد، شديد است، قصاصى كه زخم دشنه و جاى تازيانه، نزد آن، اندك است![١]
ج- حذف ستمگران
برخورد حذفى با ستمگران و طرد آنها از پستهاى كليدى و مهم اجتماعى و محدود كردن ميدان فعاليت آنان نيز راهى است كه اسلام آن را با قاطعيت مطرح كرده است تا هم جامعه اسلامى دچار آنان نشود وهم تشويقى باشد براى دورى از ظلم، از اين رو در بسيارى از كارهاى مهم اجتماعى «عدالت» را شرط دانسته تا دست ناپاك ستم از آنها كوتاه شود؛
١- پيامبر و امام بايد معصوم باشند؛ يعنى نه تنها مرتكب كوچكترين گناه و ستم نشوند بلكه فكر آن را نيز در ذهن خود خطور ندهند، خداوند در اين باره مىفرمايد:
«... لا يَنالُ عَهْدِى الظَّالِمينَ»[٢]
عهد من (امامت) به ستمگران نمىرسد.
اين آيه دلالت دارد كه امام بايد معصوم باشد زيرا غير معصوم، قطعاً به
[١] - نهجالبلاغه، خطبه ١٧٥، ص ٥٧٥.
[٢] - بقره( ٢)، آيه ١٢٤.