اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ١١٦ - راههاى گسترش و تحكيم عدل
خود يا ديگران ستم خواهد كرد.[١]
٢- سيره معصومين : نيز انتخاب مديران صالح و عادل بوده و آنان هرگز با خائنان ستمگر مماشات نمىكردند؛
اميرمؤمنان ٧ به يكى از مديران عالى خود- كه بخشى از ثروت بيتالمال را به يغما برده بود- مىنويسد:
اموال مردم را به سوى آنان بر گردان و گرنه اگر دستم به تو رسد با شمشيرى گردنت را مىزنم كه هر كس با آن كشته شود، وارد دوزخ گردد! به خدا سوگند اگر حسن و حسين- ٨- چنين كرده بودند با آنان سازش نمىكردم تا حق (مردم) را از آنان بازستانم![٢]
و به مالك اشتر نيز دستور مىدهد كه اگر عاملان و كار گزارانش دست به خيانت زدند بشدت آنان را كيفر دهد، اموال ناحق آنان را مصادره كند و بعد از آن كه آنان را رسوا كرد معزولشان سازد.[٣]
٣- در فقه اسلامى، منصب مرجعيّت، قضاوت، امامت جمعه و جماعت به كسانى سپرده مىشود كه واجد شرايط خاص، از جمله عدالت باشند و چنين عدالتى اعم از عدالت فردى و اجتماعى است.[٤]
اين گونه روشها در كنار مجازات شديدى كه در اسلام براى ستمگران معين شده جامعه اسلامى را از ستمهاى بالفعل و بالقوهاى كه آن را تهديد مىكند، مصونيت مىبخشد و به سوى بهشت عدالت
[١] - مجمع البيان، ج ١- ٢، ص ٣٨٠.
[٢] - نهجالبلاغه، نامه ٤١، ص ٩٥٧.
[٣] - همان، نامه ٥٣، ص ١٠١٢.
[٤] - تحرير الوسيله، امام خمينى، ج ١، ص ٥، ٢٧٤ و ج ٢، ص ٤٠٧