اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ١٣٩ - راستگويى
١٤-
راستگويى
واژه «راستى» در زبان فارسى، مرادف واژه «صدق» در زبان عربى است كه در تعريف آن گفتهاند: «صدق، مطابقت گفتار است با ضمير گوينده و آنچه از او خبر مىدهد. (هماهنگى نهاد، گزاره و ضمير گوينده) و اگر يكى از دو شرط منتفى گردد، صدق، كامل نيست. يعنى: به يك اعتبار مىتوان گفت صدق، ناقص است و به يكى اعتبار مىتوان گفت دروغ است. به طور مثال اگر كافرى بدون اعتقاد قلبى بگويد: «محمّد ٦ رسول خداست» به اعتبار اينكه نهاد با گزاره هماهنگ است، سخن درستى است و به اعتبار اينكه سخن گوينده با ضميرش مخالف است، سخن دروغى است. چنانكه خداوند- در سوره منافقون- گواهى منافقان به رسالت پيامبر ٦ را تكذيب كرده، با اينكه خود، به پيامبرى او گواهى داده است.»[١]
واژه «صدّيق» نيز- كه صيغهمبالغه صدقاست- به دو گونه تفسير شده است:
الف- كسى كه فراوان، راست بگويد يا هرگز دروغ نگويد.
ب- كسى كه در سخن و اعتقاد، راستگو باشد و آن را با كردار خود محقّق سازد.[٢]
[١] - مفردات، راغب اصفهانى، واژه صدق.
[٢] - همان