اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ١٥٠ - رابطه عزت وايمان
علّامه طباطبايى در تفسير اين آيه مىنويسد:
«آيه در صدد اين نيست كه بيان كند عزت، اختصاص به خدا دارد به گونهاى كه جز او كسى بدان دست نمىيابد و هر كسى در پى عزتمندى برآيد، چيز محالى را در خواست كرده است، بلكه معناى آيه اين است كه هر كس عزّت مىجويد بايد از خدا بخواهد، چرا كه عزت، در واقع، نزد ديگران يافت نمىشود.»[١]
رابطه عزّت وايمان
چنان كه ياد شد، قرآن مجيد «عزّت بالاصاله» را از آنِ خداى بزرگ وربّ العزّه مىداند و نويد مىدهد كه هر كس طالب عزّت است بايد آن را از ذات مقدّس او طلب كند، سپس تصريح مىكند كه خداوند عزيز، پيامبر و مؤمنان را نيز در طول عزّت خويش، «عزّت بالافاضه» بخشيده است:
«... وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ ...»[٢]
عزّت، مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است.
اين آيه از سويى، دليل محكمى بر ضرورت و اصالت عزّت مؤمنان است كه ارزش والاى آنها را با قراردادن در رديف خدا و پيامبر آشكار مىسازد و از سوى ديگر بر پيوند «عزّت» و «ايمان» تأكيد كرده است و الهام دهنده آن است كه چنين پيوندى ناگسستنى است و انسان مادامى كه ايمان در دل دارد، عزّتمند است. چنان كه در جاى ديگر فرمود:
[١] - الميزان، ج ١٧، ص ٢٢.
[٢] - منافقون( ٦٣)، آيه ٨.