اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ١٩٥ - نكوهش تفرقه
حسن بن طريف مىگويد: به امام حسن عسكرى ٧ نامه نوشتم و پرسيدم: اينكه رسول خدا ٦ به اميرمؤمنان ٧ فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ» معناى آن چيست؟ آن حضرت پاسخ داد: «معنايش اين است كه آن حضرت، على ٧ را محور قرار داد تا حزب اللّه در هنگام تفرقه و پراكندگى به سبب او شناخته شوند.»[١]
علاوه بر اركان ياد شده، جهان اسلام از مشتركات فراوان ديگرى نيز برخوردار است كه به نوبه خود مىتوانند امّت اسلامى را متّحد و همسو كنند مانند:
- خانه خدا؛ قبله گاه همه مسلمانان جهان؛
- حج؛ كنگره عظيم و بين الملل اسلامى؛
- اذان؛ شعار همه روزه هر مرد و زن مسلمان؛
- نماز، روزه؛ عبادات روزانه، هفتگى و سالانه مسلمانان.
نكوهش تفرقه
زشتى و زيانبار بودن تفرقه وا ختلاف، امرى بديهى و مورد اتفاق عقل و شرع است و نياز به دليل و برهان ديگرى ندارد، در اينجا تنها براى تذكار به دو روايت از حضرت على ٧ بسنده مىكنيم:
١- «الا انَّ الْبَقاءَ فِى الْجَماعَةِ وَ الْفَناءَ فِى الْفُرْقَةِ»[٢]
آگاه باشيد كه دوام و بقا در اجتماع و فنا و نيستى در تفرقه و جدايى است.
٢- «وَالْزَمُوا السَّوادَ الْاعْظَمَ فَانَّ يَدَاللَّهِ مَعَ الْجَماعَةِ وَ ايَّاكُمْ وَ
[١] - بحارالانوار، ج ٣٧، ص ٢٢٣.
[٢] - همان، ج ٣٢، ص ٣٦٠.