اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ١٩١ - محورهاى وحدت
بود، در هيچ زمانى ميان مسلمانان و ديگران، يافت نشده است.
پس از آن، اهلبيت : در انديشه و در پى ايجاد و حدت بودند، گر چه دست ناپاك دسيسه، مسير تاريخ را عوض كرد و ايشان به آرمان الهى خويش دست نيافتند، ولى تا آنجا كه از عهده آنان بر مىآمد، در تحكيم وحدت و انسجام امّت، لحظهاى درنگ نكردند.
اميرمؤمنان صلواتالله عليه، در تشريح اوضاع پس از ارتحال رسول اكرم ٦ مىفرمايد:
«... وَ ايْمُ اللَّهِ لَوْلا مَخافَةُ الْفُرْقَةِ بَيْنَ الْمُسْلِمينَ وَ انْ يَعُودَ الْكُفْرُ وَ يَبُورَ الدّينُ لَكُنَّا عَلى غَيْرِ ما كُنَّا لَهُمْ عَلَيْهِ ...»[١]
به خدا سوگند، اگر بيم تفرقه ميان مسلمانان نبود و (بيم) اينكه كفر باز گردد و دين بى اثر گردد، ما با مخالفانمان به گونهاى ديگر رفتار مىكرديم!
اين سخن حكيمانه نشانگر توجه ويژه خاندان وحى به حفظ وحدت امت اسلامى است و اينكه آن بزرگواران، بهاى گزافى را براى تحقق اتحاد و يكپارچگى مسلمانان مىپرداختند.
محورهاى وحدت
خداوند همواره، مردم را از تفرقه و جدايى بر حذر داشته و آنان را به وحدت كلمه فرا خوانده و محورهاى اتحاد را نيز بدانان معرفى كرده كه عبارتند از:
[١] - بحارالانوار، ج ٣٢، ص ٦١.