اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ١٣١ - منشأ خوش خلقى
و گوارا نخواهد بود:
«لا عَيْشَ اهْنَأُ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ»[١]
هيچ زندگى گواراتر از (زندگى با) خوشخويى نيست.
اين گونه ارجگذارى و ستايش از «حسن خلق»، اين خوى پسنديده را در رديف اصول فضايل انسانى قرار مىدهد وهر انسانى را موظّف مىكند تا خود را بدان بيارايد و به سهم خود فضاى زيست اجتماعى را گوارا و معطر گرداند و بدينسان همه مردم در محيطى گرم و صميمى به زندگى خويش ادامه دهند.
منشأ خوش خلقى
شكوفههاى زيباى نرمخويى بر درختى تنومند و شاداب مىشكفد و از منبعى اصيل تغذيه مىشود؛ در سخنان مولاى متقيان ٧ سر چشمههاى اين خصلت خدا پسند، اين گونه معرفى شده است:
ميوه خرد: «الْخُلْقُ الَمحْمُودُ مِنْ ثِمارِ الْعَقْلِ»[٢]
خوى پسنديده از ميوههاى خرد است.
بزرگوارى خاندان: «حُسْنُ الْاخْلاقِ بُرْهانُ كَرَمِ الْاعْراقِ»[٣]
خوش اخلاقى دليل بزرگوارى خانوادگى است.
زيبايى باطن: «حُسْنُ السّيرَةِ عُنْوانُ حُسْنِ السَّريرَةِ»[٤]
نيكوروشى دليل نيكويى باطن است.
تورات نيز خوشخويى را منشعب از حيا مىشمرد:
[١] - روضه، كافى، ج ٨، ص ٢٤٤.
[٢] - شرح غررالحكم، ج ١، ص ٣٣٩.
[٣] - همان، ج ٣، ص ٣٩٢.
[٤] - همان، ص ٣٩١.