اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ٤٦ - رأفت مؤمنان نسبت به يكديگر
مُتَراحِمينَ، تَزاوَرُوا وَ تُلاقُوا ...»[١]
تقواى الهى پيشه كنيد و برادران خوبى باشيد، به خاطر خدا دوستدار يكديگر، متصل و مرتبط به هم و نسبت به هم مهربان باشيد، به زيارت يكديگر برويد و با هم ديدار كنيد.
ج- خواست عقل و فطرت
فطرت پاك و عقل سليم نيز بر صفت زيباى مهربانى و غمخوارى انسانها نسبت به يكديگر صحّه مىگذارد و كينهتوزى و بىمهرى نسبت به همكيشان را توبيخ مىكند رسول گرامى اسلام ٧، لازمه خردناب را چنين بيان مىكند:
«رَأْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الدّينِ التَّودُّدُ الَى النَّاسِ وَ اصْطِناعُ الْخَيْرِ الى كُلّ احَدٍ؛ بَرّ وَ فاجِرٍ»[٢]
اوج خردمندى پس از ديندارى، دوستى با مردم و نيكوكارى نسبت به هر فردى است؛ [خواه آن فرد] نيكوكار باشد يا بدكار.
اميرمؤمنان ٧ نيز در سخنان نغزى به تشريح جنبه عقلانى دوستى و مهربانى پرداخته، مىفرمايد:
«مَنْ لَمْ يَرْحَمْ لَمْ يُرْحَمْ»[٣]
هر كس مهربانى نكند، مهربانى نمىبيند.
[١] - اصول كافى، ج ٢، ص ١٧٥.
[٢] - بحارالانوار، ج ٧٤، ص ٣٩٢.
[٣] - شرح غررالحكم، ج ٥، ص ٢٤٥.