اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ١٧٦ - فراگيرى
داشته، ببخشايد و از كسى كه به او ستم نموده درگذرد.[١]
عبداللّه بن سنان مىگويد: به امام صادق ٧ عرض كردم: پسر عمويى دارم كه هر چه با او رابطه برقرار مىسازم، او قطع رابطه مىكند، اجازه مىدهى، من هم با او قطع رابطه كنم؟» (امام اجازه نداد) و فرمود: «اگر تو به رابطه ات ادامه دهى، خداوند پيوندتان را برقرار مىكند ولى اگر تو هم قطع رابطه كنى، خداوند پيوندتان را قطع خواهد كرد[٢].»
جهم بن حميد نيز مىگويد: به امام صادق عرضه داشتم:
خويشاوندانى دارم كه بر آيين من نيستند، آيا حقّى بر گردن من دارند؟
پاسخ داد: هيچ چيز مانع حق خويشاوندى نمىشود، اگر آنها بر آيين تو بودند، دو نوع حق بر گردنت داشتند: حق خويشاوندى و حق مسلمانى.[٣]
ب- انواع صله
پيوند خانوادگى يك مفهوم عرفى است و شامل هر گونه كارى كه پسنديده و براى فاميل سودمند باشد، مىشود. از سلام و احوال پرسى گرفته تا كمكهاى متنوع مادى و معنوى و از جان مايهگذاشتن براى فاميل. بنابراين مؤمن بايد در حد توان خويش و نياز اعضاى خاندان، از آنان دلجويى كند و هيچ گونه كمك و رسيدگى را از آنان دريغ ندارد؛ اگر خويشاوندى نياز مالى دارد، يا از او قرض مىخواهد، به او بپردازد. اگر كمك جسمى، قدمى و همكارى فكرى و روحى او را مىطلبد، به او مدد
[١] - بحارالانوار، ج ٧٧، ص ١٥١.
[٢] - اصول كافى، ج ٢، ص ١٥٦.
[٣] - همان، ص ١٥٧.