اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ٩٣ - اهميت اداى حقوق
شمرده شده است:
«جَعَلَ اللَّهُ سُبْحانَهُ حُقُوقَ عِبادِهِ مُقَدَّمَةً لِحُقُوقِهِ؛ فَمَنْ قامَ بِحُقُوقِ عِبادِاللَّهِ كانَ ذلِكَ مُؤَدّياً الَى الْقِيامِ بِحُقُوقِ اللَّهِ»[١]
خداوند سبحان، حقوق بندگانش را مقدمه حقوق خويش، قرارداده است؛ هر كس به [رعايت] حقوق بندگان خدا قيام كند، چنين كارى به رعايت حقوق الهى منجر مىگردد.
٣- برترين عبادت است: پيشواى ششم مىفرمايد:
«ما عُبِدَ اللَّهُ بِشَىءٍ افْضَلَ مِنْ اداءِ حَقّ الْمُؤْمِنِ»[٢]
خداوند، با چيزى برتر از اداى حق مؤمن، پرستش نشده است.
٤- فلسفه حكومت اسلامى است: امام على ٧ پيرامون پذيرش رهبرى و ولايت امّت اسلامى مىفرمايد:
«اللَّهُمَّ انَّكَ تَعْلَمُ انّى لَمْ ارِدِ الْاثرَةَ وَ لا عُلَوَّ الْمُلْكِ وَ الرّياسَةِ وَ انَّما ارَدْتُ الْقِيامَ بِحُدُودِكَ وَالْاداءَ لِشَرْعِكَ وَ وَضْعَ الْامُورِ فى مَواضِعِها وَ تَوْفيرَ الْحُقُوقِ عَلى اهْلِها ...»[٣]
خداوندا تو مىدانى كه من، آهنگ امارت و قرار گرفتن بر مسند پادشاهى و رياست را ندارم بلكه آرمانم: اقدام به [اجراى] حدود تو، اجراى [قوانين] دين تو، سامان دادن كارها در جاهاى خويش و پرداخت حقوق به حقدار آن است.
[١] - شرح غررالحكم، ج ٣، ص ٣٧٠.
[٢] - اصول كافى، ج ٢، ص ١٧٠.
[٣] - شرح نهجالبلاغه، ابن ابى الحديد، ج ٢٠، ص ٢٩٩.