اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ٨٥ - امام على(ع) وجدان بيدار بشريت
پسندانهاى كه بر عهده داشتند، به كار گرفتند. نمونه كامل و زيباى اين وجدانهاى بيدار، دوّمين شخصيتعالم آفرينش، امام على صلوات اللّه عليه است كه لحظهاى وجدان خداجوى خويش را فراموش نكرد و در هيچ شرايطى آن را زير پا نگذاشت و همه كارهاى محوّله را در ميدان جنگ، مزرعه، منزل، مسند خلافت، مأموريت، عبادت و ... با وجدان كارى به فرجام رساند، از اين رو سراسر كتاب زندگى آن رادمرد بى نظير، نمونه اعلاى وجدان بيدار بشرى بود كه فرازهايى از آن را در زير مىخوانيم:
١- در نخستين روزهاى خلافت، كسى شبانه با آن حضرت براى كارى غير حكومتى ملاقات كرد. امام بى درنگ، چراغ بيت المال را خاموش كرد تا سوخت آن صرف سخنان خصوصى نشود.[١]
٢- وقتى شنيد، نيروهاى معاويه به شهر مرزى «انبار» حمله كرده، شهر را غارت و جواهر زنى مسلمان و زنى غير مسلمان را هم به يغما بردهاند، با اندوهى وصف ناشدنى فرمود:
«فَلَوْ انَّ امْرَءاً مُسْلِماً ماتَ مِنْ بَعْدِ هذا اسَفاً ما كانَ بِهِ مَلُوماً بَلْ كانَ بِهِ عِنْدى جَديراً»[٢]
اگر مرد مسلمانى از شنيدن اين واقعه از حزن و اندوه بميرد بر او ملامت نيست بلكه نزد من به مردن سزاوار است.
٣- پس از ضربت خوردن، در اوج بيدارى وجدان، به فرزندانش سفارش كرد با ضارب مدارا كنند و از غذايى كه خود مىخورد به او
[١] - بحارالانوار، ج ٤١، ص ١١٦.
[٢] - نهج البلاغه، خطبه ٢٧، ص ٩٥.