اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ٢٠١ - طرح نظارت عمومى
جالب است كه امام ٧ نصيحت و نظارت ملّت را از حقوق مسلّم دولت مىداند كه آن، حق ندارد از چنين مسؤوليتى شانه خالى كند و اين هم نبايد از استيفاى چنين حقّى طفره برود!
ج- نظارت دولت نسبت به ملّت
نظارت دولت بر امور ملّت نيز امرى بديهى است كه نياز به برهان ندارد و حتّى مىتوان گفت: فلسفه وجودى دولت را، نظارت، برنامهريزى و حلّ و فصل كارهاى مردم تشكيل مىدهد كه بدون آن، دولت و حكومت، مفهومى ندارد.
د- نظارت ملّت نسبت به ملّت
اين نوع نظارت، اصلىترين و كارسازترين است كه در يك بسيج فراگير و با دوام، فردفرد جامعه اسلامى را نسبت به همكيشان و همنوعان خود، مسؤول مىداند و ضمن شخصيت دادن به افراد، به آنان حق مىدهد كه در محدوده عقل و شرع، بر كارهاى ديگران، نظارت كنند و دلسوزانه و خردمندانه آنان را از زشتىها باز دارند و به سوى نيكىها سوق دهند.
قرآن مجيد، امتياز سودمند مؤمنان از ديگران را «توصيه به حق» مىداند و مىفرمايد:
«... الَّذينَ امَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقّ ...»[١]
تواصى به حق» بدين معناست كه برخى از مؤمنان، برخى ديگر را به
[١] - عصر( ١٠٣)، آيه ٣.