اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ١٨٨ - تفسير وحدت
باطل گريزانند، وحدت آفرين و مخالف تشتّت و تفرقهاند گرچه تعدادشان از انگشتان دست هم تجاوز نكند؛ اميرمؤمنان صلوات اللّه عليه مىفرمايد:
«الْجَماعَةُ اهْلُ الْحَقّ وَ انْ كانُوا قَليلًا وَ الْفُرْقَةُ اهْلُ الْباطِلِ وَ انْ كانُوا كَثيراً»[١]
جماعت (و مركزيت) اهل حق هستند گر چه اندك باشند و تفرقه افكنان اهل ياوهاند گر چه فراوان باشند.
و منظور رسول اكرم ٦ كه فرمود:
«... انَّ الْجَماعَةَ رَحْمَةٌ وَ الْفُرْقَةُ عَذابٌ»[٢]
اين است كه اهل حق، جماعت اصلى است و باطل گرايان، وحدت شكن اند. همان هايى كه قرآن مجيد، رسول اكرم ٦ را از آنان جدا كرده و فرموده است:
«انَّ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فى شَىْءٍ»[٣]
كسانى كه آيين خويش را پراكنده ساختند و گروه گروه شدند، تو هيچ رابطهاى باآنان ندارى.
و ضمن مشرك خواندن تفرقه افكنانى كه روى هوا و هوس و دنيا پرستى، انشعاب دينى ايجاد مىكنند، به مسلمانان هشدار مىدهد كه به
[١] - بحارالانوار، ج ٢، ص ٢٦٦.
[٢] - همان، ج ٢٨، ص ١٠٤.
[٣] - انعام( ٦)، آيه ١٥٩.