اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ١٦٠ - ضرورت خيرخواهى
نايل آيند و گرنه در ديدگاه اميرمؤمنان صلوات اللّه عليه، اجتماعى كه فاقد «نصيحت گر» و «نصيحتپذير» باشد، فاقد خير و نيكى است:
«لا خَيْرَ فى قَوْمٍ لَيْسُوا بِناصِحينَ وَ لا يُحِبُّونَ النَّاصِحينَ»[١]
در مردمى كه، ناصح نباشد و ناصحان را دوست نداشته باشند، خيرى نيست.
بدون ترديد كسى كه در برابر خيرخواهى ديگران، بى تفاوتى نشان دهد يا به جاى پذيرش نصيحت ناصح، در برابر او جبههگيرى كند، هرگز به موفّقيت نخواهد رسيد و طعم تلخ شكست را خواهد چشيد همان امام فرمود:
«لَمْ يُوَفَّقْ مَنِ اسْتَحْسَنَ الْقَبيحَ وَ اعْرَضَ عَنْ قَوْلِ النَّصيحِ»[٢]
كسى كه زشتى را نيكو شمارد و سخن نصيحت گر را نپذيرد، موفّق نخواهد شد.
دانشمندان و آگاهان نيز اگر از خيرخواهى امتناع ورزند و ديگران را راهنمايى نكنند، دچار لغزش شده، خيانت، پيشه كردهاند. امام باقر ٧ مىفرمايد:
«الْعُلَماءُ فى انْفُسِهِمْ خانَةٌ انْ كَتَمُوا النَّصيحَةَ»[٣]
دانشمندان، اگر نصيحت را پنهان دارند، خود، خائنند.
بر اين اساس، هم بر آگاهان و مجرّبان، فرض است كه نسبت به جامعه
[١] - شرح غررالحكم، ج ٦، ص ٤٢٧.
[٢] - همان، ج ٥، ص ١٠٤.
[٣] - فروع كافى، ج ٨، ص ٥٤.