اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ١٤٩ - عزت
١٥-
عزّت
«عزّت» حالتى است كه مانع شكست انسان مىشود و ريشه آن از «ارضٌ عِزازٌ» است يعنى زمين سخت و با صلابت[١]، كه نوك كلنگ و نيز آب در آن تأثير نمىكند.
اصل معناى عزّت، همان صلابت است، و در معانى غلبه، كميابى، سختى، غيرت و حميت نيز در قرآن به كار رفته و «عزيز»- كه از اسماى حسناى الهى است- يعنى كسى كه غالب است و مغلوب نمىشود.[٢]
عزّت واقعى از آن خداوند غالب و قاهرى است كه هرگز مغلوب و مقهور نمىگردد، كمترين نيازى به غير خود ندارد و ماسوى اللّه كوچكترين نفوذى در حريم مقدس او نمىتوانند داشته باشند، از اين رو فرمود:
«... انَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَميعاً ...»[٣]
راه منحصر به فرد كسب عزّت نيز، راه يابى به درگاه آن عزيز يگانه است؛
«مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعاً»[٤]
[١] - مفردات، راغب اصفهانى، واژه عزّ.
[٢] - الميزان، ج ١٧، ص ٢٢.
[٣] - يونس( ١٠)، آيه ٦٥.
[٤] - فاطر( ٣٥)، آيه ١٠.