اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ١٣٥ - دستاوردها
از آنها را در زير توضيح مىدهيم:
الف- اجتماعى
١- دوستى و محبّت: انسانها تشنه محبتند و دلهاى آنان اسير كمند محبت مىشود و طبعاً از ديگران انتظار برخوردى خوش و انسان دوستانه دارند و تحت تأثير عواطف ديگران نيز قرار مىگيرند و بلافاصله عواطف انسانى خويش را بروز مىدهند. پس چه بجا است همه افراد اجتماع نسبت به يكديگر، بازبانى نرم، رويى گشاده و برخوردى دوستانه برخورد كنند و فضاى زندگى را عطر محبت بزنند و با همنوعان خود با صميميت زندگى كنند. امام صادق ٧ فرمود:
«حُسْنُ الْخُلْقِ مُجْلِبَةٌ لِلْمَوَدَّةِ»[١]
خوش خلقى، دوستى ديگران را جلب مىكند.
٢- آبادى شهرها و درازى عمرها: با صميمى شدن انسانها نسبت به يكديگر طبعاً دغدغهها، جنگ اعصابها، بى اعتمادىها، اضطراب و دلهرهها و ... رخت بر مىبندد و افراد جامعه در امنيت روحى و اعتماد متقابل، به كار و تلاش مىپردازند؛ همديگر را در كارها يارى مىدهند؛ براى همنوعان دلسوزى مىكنند، غمخوار هم مىشوند و ... در چنين فضايى، هر كسى زندگى راحتى خواهد داشت، شهرها آباد مىگردد و بيمارىها كم مىشود و عمرها نيز طولانىتر مىگردد. علاوه بر آن، خداوند نيز بر چنين اجتماعى نظر لطف خواهد داشت و آنها را يارى
[١] - اصول كافى، ج ١، ص ٢٦.