اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ١٢٥ - پاداش يارى رسان
خويش حاكم سازند، امّا اگر رشد فرهنگى يابند و از اسارت جهل و نادانى آزاد شوند، با اتكاى برخود و جوشش درونى خويش و حتى بدون يارى ديگران و با اتكاى بر توانايىهاى فكرى خود، زنجيرهاى اسارت و ستم را پاره مىكنند و اجازه هيچ گونه استثمار و ظلمى را به ديگران نمىدهند.
در بعد حيثيّت و آبرو نيز هيچ مؤمنى نبايد مورد ستم واقع شود و همه موظّفند در حضور يا غياب همكيشان خود از آنان دفاع كنند و حرمتشان را پاس دارند چرا كه ضربه زدن به عرض و آبروى مؤمن به مراتب از ستم مادّى و ظاهرى شكنندهتر است. امام باقر ٧ دراين باره مىفرمايد:
«مَنِ اغْتيبَ عِنْدَهُ اخُوهُ الْمُؤْمِنُ فَلَمْ يَنْصُرْهُ وَ لَمْ يَدْفَعْ عَنْهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلى نُصْرَتِهِ وَ عَوْنِهِ خَفَضَهُ اللَّهُ فِى الدُّنْيا وَ الْاخِرَةِ»[١]
كسى كه نزد او از برادر مؤمنش غيبت شود پس ياريش نكند و از او دفاع ننمايد در حالى كه بر نصرت و يارى او تواناست، خداوند در دنيا و آخرت، او را بى مقدار سازد.
يادآور مىشويم كه يارى مظلوم منحصر به درخواست او نيز نمىشود و به صرف اطّلاع، بايد بدان اقدام كرد حتى اگر خود او از كسى يارى نخواهد.
پاداش يارى رسان
مبارزه با ستم و يارى رساندن به مظلوم، خود ارزشى والاست كه بايد بدون هيچ چشمداشتى مغتنم شمرده شود، گر چه خداوند حكيم آثار گرانقدرى را نيز در دو سرا براى اين كردار شايسته قرار داده است از جمله:
[١] - بحارالانوار، ج ٧٥، ص ٢٥٥.