اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ١٢ - آزادى معنوى و اجتماعى
به سر مىبرد، گر چه در ظاهر از قيد و بندهاى شرع، خود را رها مىبيند، ولى در واقع در هزاران نوع دام آشكار و نهان گرفتار است و گوسفند بى شبانى را مىماند كه علاوه بر حيرت و سرگردانى، هر لحظه ممكن است چنگال درنده بى رحمى به زندگى اش پايان دهد، ولى اگر به وادى عبوديت گام نهد و مهر بندگى خدا را بر پيشانى زند، همه خطرهاى خانمان سوز و ضدّ آزادى را پشت سر نهاده به آزادى واقعى دستمىيابد.
نتيجه اينكه، در اسلام «بندگى خدا» عين «آزادى» و نافرمانى خدا مساوى با بردگى است.
آزادى معنوى و اجتماعى
از نظر روانشناسى اسلامى، انسان در مسير زندگى با دو نوع عامل مزاحم: درونى و بيرونى درگير است؛ گروه نخست عبارتند از رذائل اخلاقى و خواهشهاى نفسانى كه شرافت، انسانيت، عقل و وجدان انسان را اسير خويش مىسازند. آزادىاى كه انسان در اين مصاف از دست مىدهد «آزادى معنوى» نام دارد.
عوامل بيرونى نيز عبارتند از انسانهاى قلدر و استثمارگر كه با سوء استفاده از توانمندى خويش، انسانهاى ضعيف را به بردگى مىكشند و با مكيدن خون آنها، به زندگى خويش، زرق و برق بيشترى مىدهند و عرصه را بر آنها تنگ مىكنند تا خود راحتتر زندگى كنند. آنچه كه انسانها در برابر اين قلدران و زور مداران از دست مىدهند، «آزادى اجتماعى» است.[١]
[١] - گفتارهاى معنوى، استاد شهيد مرتضى مطهرى. گفتار اول و دوم