اصول اخلاق اجتماعى - پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه - الصفحة ١٠٤ - نمودهاى احسان
مجبور نسازى كه چيزى از نيازمندىهاى خود را از تو درخواست كنند گر چه بى نياز باشند.
٤- احسان به زيردستان
رأفت و مهربانى و رسيدگى به امور زيردستانى چون خدمتگزار، نيروهاى تحت امر و ... نيز از مصاديق بارز و زيباى احسان است. پرداخت حقوق كامل زيردستان، عفو و گذشت نسبت به آنان، تفقّد و دلجويى از آنان، رفع مشكلات و كمك رسانى در حدّ توان به آنها احسان محسوب مىشود؛ يونس بن عمّار مىگويد: «امام صادق صلوات اللّه عليه كنيز فرزندش اسماعيل را به من تزويج كرد و فرمود: به او احسان كن. پرسيدم:
چگونه؟ فرمود: «شكمش را سير كن، بدنش را بپوشان و از تقصيرش درگذر ...»[١]
امام على ٧ نيز فرمود:
«اطْعامُ الْاسيرِ وَ الْاحْسانُ الَيْهِ حَقٌّ واجِبٌ وَ انْ قَتَلْتَهُ مِنَ الْغَدِ»[٢]
غذا دادن به اسير و احسان به او حقّى واجب است گر چه فردا او را [طبق قانون خدا] بكشى.
٥- كارهاى خير
همه كارهاى خيرى كه در راستاى خدمت به مردم انجام پذيرد، مانند
[١] - فروع كافى، ج ٥، ص ٥١١.
[٢] - وسائل الشيعه، ج ١١، ص ٦٩.