آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٧ - تفسير
پس از ذكر مردم براى امتياز مكانست و دو فرشته كه خدا جادو را از آنها نفى كرده جبرئيل و ميكائيلند، چون يهود مدعى بودند كه خدا جادو را بزبان جبرئيل و ميكائيل بسليمان فرو فرستاده و خدا اين گفته آنها را دروغ شمرده.
و ممكن است هاروت و ماروت از ديوان باشند و گويا خدا فرموده: ولى ديوها كه هاروت و ماروتاند كافر شدند و اين تعبير رواست چنانچه خدا فرموده «و بوديم براى قضاوتشان گواهان، ٧٩- الأنبياء» و منظور همان داود و سليمانست، و بنا بر اين تأويل قول «وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ» برميگردد بهمان هاروت و ماروت كه ديو بودند يا شاگرد او كه از او جادو آموخته بودند و جادوگرى ميكردند.
و گفته آنها كه «همانا ما فتنهايم و كافر مشو» بر اين تفسير شوخى و لودگى است، چنانچه يك بازيگر بشوخى ميگويد: من كار زشتى ميكنم يا بيهوده ميگويد اين كار كسى است كه رستگار نشود و گفته كسى كه نجات ندارد، و بخدا جز زيان بدست نياوردم، و اينها از راه اندرز بمردم و حذر دادن آنها نيست بلكه شوخى و لودگى است.
و بنا بر اينكه مقصود نفى نزول است رواست كه هاروت و ماروت نام دو فرشته باشد كه جادوگرى از آنها نفى شده، «وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ» تا آخر برگردد بدو تيره از جن و انس كه لفظ تثنيه با آن مناسب است، و اين تأويل نفى نزول از ابن عباس و جز او نقل شده.
و از او روايت است كه ميخوانده «ملكين دو پادشاه» بكسر لام و ميگفته كى اين دو كافر عجمى پادشاه بودند بلكه مانند پادشاه بودند.
و بر اين قرائت هم مانعى ندارد كه «وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ» بآنها برگردد و بر اين قرائت لازم نيست «وَ ما أُنْزِلَ» نفى باشد بلكه معنى اين باشد كه آنان كه گزارش حال آنها شد پيرو شياطين باشند و پيرو آنچه بر اين دو پادشاه فرو شده از