آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦ - باب پانزدهم رواياتى در سعد و نحس روزهاى هفته
سپس شعر آخر دليل است كه اين علمى كه شعبهاى از نجوم است مخصوص بائمه : است و ديگرانش نميدانند چنانچه در اخبار گذشت.
غزّالى در احياء گفته: آنچه از نجوم نهى شده دو چيز است:
١- تصديق باينكه اختران بطور استقلال كارگرند و مؤثر در حوادث.
٢- تصديق منجّمين در احكامشان زيرا ندانسته ميگويند، و اين علم معجزه پارهاى از پيغمبران بوده سپس از ميان رفته و از آن بجا نمانده جز مخلوطى كه درست و نادرستش ممتاز نيستند، و اعتقاد باينكه اختران سبب آثارى هستند كه خدا آفريند ضررى بدين ندارد بلكه حق است (پايان).
علاء الدوله صوفى گويد: چون خواهى بدانى باران براى اتصالات كواكب بالا پديد مىشود كه منجمان آنها را فتح الباب خوانند اين آيه را بخوان «و گشوديم آسمان را بآبى سيل آسا، ١١- القمر» و چون خواهى بدانى علم نجوم علم پيغمبران است اين آيه را بخوان «پس نگاه كرد در اختران و گفت راستى من بيمارم، ٨٨- ٨٩- الصافات».
و مقصود پيغمبر ٦ از اينكه فرمود: «هر كه نجوم را باور دارد كافر است» اينست كه كسى كه آنها را بخود در تسخير جهان مؤثر مستقل داند و مسخّرشان بفرمان خدا تعالى نداند بدان خدائى كه آنها را آفريده و مسخر ساخته كافر است زيرا او است كه آنها را مدبّر نموده بفرمان خود و در هر كدام خاصيتى مخصوص بوديعت نهاده و بجمع آنها خاصيتى داده جز خاصيت شخصى هر كدام (پايان) و سخن ما در اين باره گذشت در باب خودش.
١٤- در مكارم (ج ١ ص ٢٩١) از يكى از دو امام ٨ است كه چون پدرم روز چهارشنبه يا هر روزى كه مردم بد ميدانستند چون محاق بيرون ميشد صدقهاى ميداد و بيرون ميشد.