آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٨ - روايات
يعنى اين قرآن يا اين يادآورى در كتابهاى بزرگى است نزد خدا كه آن لوح محفوظ است، گفتهاند: كتب فرو شده بر پيغمبرانست «مرفوعة» بالا برده شدند تا آسمان هفتم، گفتهاند: خدا آنها را از ناپاكى بالا برده «مطهّره» كه جز پاكيزهها آن را نسايند و گفتهاند: مصون باشند از اينكه دست كافران بآنها رسد زيرا در دست فرشتههايند، در محفوظتر جايند، گفتهاند پاك از هر پليدى باشند، و يا از هر شك و شبهه و تناقض.
«بدست سفيرانى» از فرشتهها كه از خدا وحى بأنبياء آرند، قتاده گفته: آنها قاريانند دانشمندان قرآن كه آن را مينويسند و ميخوانند، و از فضيل بن يسار روايت شده كه امام صادق فرمود: حافظ قرآن كه بدان عمل كند بهمراه سفراء ارجمند نيك است «ارجمندند» نزد خداى خود «بررهاند» فرمانبردارند، گفتهاند ارجمند باشند از اينكه آلوده شوند (بَررَه) باشند يعنى خوب و پرهيزكارند.
[روايات]
١- در احتجاج (١٥) بسندى از امام يازدهم ٧. در احتجاج پيغمبر است با مشركان كه بدانها فرمود حواس شما درك فرشته نكنند، چون از جنس هوا هست كه ديده نشود، و اگر ديد شما بآنجا رسد كه او را به بينيد گوئيد اين فرشته نيست اين يك آدمى است.
٢- در تفسير علىّ بن ابراهيم (٣٦٦- ٣٧٤) بسندش از امام صادق ٧ در خبر معراج، پيغمبر ٦ فرمود جبرئيل برآمد و من برآمدم با او تا آسمان دنيا كه بر آن فرشتهاى بنام اسماعيل است، و هم او خطفه به آن است كه خدا فرموده «جز كسى كه ربايد ربودنى و بدنبالش شهابى است سوزان، ١٠- الصافات» و زير فرمانش ٧٠ هزار فرشته است، كه زير فرمان هر يك ٧٠ هزار فرشته است سپس گذر كردم و حديث را كشانده تا گفته خود، وارد آسمان دنيا شدم، و فرشتهاى خندان و خرّم بمن برخورد تا بيك فرشته رسيدم كه خلقى از او بزرگتر نديدم، بدچهره و خشمگين- تا گويد- سپس گذر كردم بيك فرشته كه نشسته و گويا همه جهان در ميان دو زانويش است، لوحى از نور در دست دارد نوشته و پيوسته بدان نگاه ميكند و براست و چپ رو