آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٢ - تفسير
و آخر دعويشان اينست كه سپاس از آن خدا پروردگار جهانيانست، ١٠- يونس پايان «آنان كه نزد پروردگارتند» يعنى همه فرشتهها يا دستهاى از آنها، و بنا بر يكم دوام تسبيح آنها مانع از سائر خدمتها نيست با اينكه خدمتها هم خود يك تسبيح است «و آنها خسته و سست نشوند».
رازى در (ج ٧ ص ٣٨٧- ٣٨٨) تفسيرش گفته: در قول خدا «فرشتهها تسبيح گويند بسپاس پروردگارشان» بدان كه آفريدههاى خدا دو نوعند، جسمانى كه بزرگترشان آسمانهايند، روحانى كه بزرگترشان فرشتههايند، خدا كمال عظمت خود را بتسلط هيبتش بر جسمانى بيان كرد باينكه «نزديك است آسمانها بشكافند از بالاى خود، ٥- الشورى».
و بذكر روحانيات پرداخته و گفته «فرشتهها تسبيح گويند بسپاس پروردگار خود» فرشته گوهران را دو علاقه است يكى بعالم جلال و كبرياء كه پذيرش است چون وقتى پرتوهاى صمدانيه بر گوهرهاى روحانيه بتابند پرتو گيرند و ماهيتشان روشن گردد، و چون اين استفاده را برند بر عالم جسمانى نيرومند شوند، و در اين صورت دو رو و دو سو دارند، از يك طرف بسوى حضرت جلال و از سوى ديگر بعالم اجسام و سوى نخست اشرف است از سوى دوم.
چون اين را دانستى گوئيم در جهت نخست كه مقدس علويست در چيز است يكى تسبيح و ديگرى سپاس، زيرا تسبيح تنزيه خدا است از آنچه او را نسزد، سپاس ستايش او است ببخشش هر خير و مبرا بودنش از آنچه نشايد پيش است بر فيض بخشى او هر خير و سعادت را، زيرا حصول هر چه در ذات خود، مقدم است در رتبه به افاضه بر ديگرى، از اين رو تسبيح را بر حمد مقدم آورد و فرمود: «يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ».
اما سوى دوم علاقه به ارواح جسمانيه است كه بدان اشاره كرده بقولش «و آمرزشخواهند براى هر كه در زمين است» و مقصود از آن تأثير در نظم احوال اين عالم است و حصول بهترين راه در آن (پايان) اين آيه را دليل عصمت فرشتهها