آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٠ - قسم يكم سحر كلدانيها
و براى پادشاهان پول پرست اين كار آسانتر از جهانگشائى و غنيمت ستانى بود كه بايد اموال و گنج فراوان صرف آن شود، و چون ميدانيم كسى بدان اقدام ندارد ميفهميم كه نادرست است، قاضى گفته از اينجا ثابت شد كه جادوگر نميتواند كار غير عادى انجام دهد.
بدان كه اين دلائل همه سست هستند اما دليل اول اعتراضش اينست كه چه دليلى داريد بر اينكه هر چه جز خدا در مكانست يا وابسته بدان، مگر ندانيد كه فلاسفه اصرار دارند باثبات عقول و نفوس فلكيه و نفوس ناطقه و ميگويند همه مجرد از مكانند.
اگر گويند: اگر موجودى چنين باشد بايد مثل خدا باشد و آن نميشود.
گوئيم: اين را نپذيريم زيرا اشتراك در اوصاف سلبى ملازم اشتراك در ماهيت نيست تا مثل ثابت شود و اگر اين را بپذيريم گوئيم چرا برخى اجسام قادر بالذات نباشند، اينكه گفته: اجسام متساويند و اگر يكى چنين باشد بايد همه چنين باشند گوئيم: چه دليلى داريد كه همه اجسام مثل هم باشند.
اگر گويند: جسم معنائى ندارد جز اينكه از هر جهت كشش دارد و جاگير است و در اين معنا تفاوتى ميان آنها نيست.
گوئيم: كشش و جاگيرى از اوصاف و لوازم جسمند و بسا كه چند ماهيت مختلف در برخى لوازم مشترك باشند.
پذيريم كه قدرت آنها جدا از ذاتست چرا بدين قدرت نتواند جسم و زندگى آفريند، اينكه گفته قدرت همه ماها مشتركند در ناتوانى و اين ناتوانى حكمى است مشترك و علتى مشترك لازم دارد و آن جز اين نيست كه قدرت ما ذاتى نيست گوئيم همه اين مقدمات ممنوع باشند ما نپذيريم كه ناتوانى را علّتى بايد چون امريست عدمى و عدم علت نخواهد، گو بپذيريم كه امر وجوديست ولى آنها معتقدند كه بسيارى از احكام را علّتى نيست چرا اينجا چنين نباشد.
بپذيريم كه آن علت خواهد، چرا ميگوئيد حكم مشترك را علّت مشترك بايد