آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨١ - تكملهايست در مورد حقيقت و صفات فرشتهها
ذهنى آنست كه نقش شده و هويت خارجى بالعرض ديده شود و بطور مجاز گرچه برابر بودن وجود او شرط ديد است، و دو عدسى ديده وسيله رساندن بحس مشتركند نه آنكه لوح نقش آن باشند، و روش شنيدن هم همين است، و افاضه نيروى ديد و شنيد بطور مطلق از آفريننده صور است.
چون نفس يكسره در تن فرو شده و جز او همتى ندارد، و كششى بعالم قدس حق در او نيست، حس مشترك راهى براى نقش صور ندارد جز از حس ظاهر، و نمود ماده خارجيه در برابر او، و اگر نفسى فطرت قدسى دارد، و در جوهر آفرينش خود روشنگر است و تحصيل خصال پاك كرده، گوهر تابناك شده و بعالم عقل وابسته گرديده و تا آنجا رسيده كه بخلع بدن نيرو يافته و برفض حواس تن و اندر خود تواند فروشد هرجا خواهد و هر زمانى خواهد بفرمان پروردگار خود.
قوت متخيله او نيز چندان گرفتار عالم ظاهر نيست و تواند از عالم غيب دريافت كند، چون از دام طبيعت رسته، خود را برشته جان بسته و تواند بروح القدس پيوست و بهر فرشته مقرب كه خدا خواهد تا علم و حكمت از آنجا در وى نقش بندد و بتابد، چون آئينه زلال در برابر خورشيد ولى چون بهر حال نفس در جهان ماده گرفتار است و بدست سپاه جسد دچار است آنچه از عالم غيب در برابرش نمود كند بايد مناسب جهان ماده گردد و فرشته بصورت بشر در نظر او جلوهگر شود كه سخنهاى منظمى شنيده شود از طرف خدا سخن گويد، چنانچه خدا فرموده «پس فرستاديم نزد او روح خود را و مجسم شد در برابر او آدمى درست، ١٧- مريم».
و مقصودم اينست كه صور شنيدنى و ديدنى در لوحه نقشگير نقش بندد نه از راه حسن ظاهر كه صماخ گوش و پرده ديدهاند، بلكه از بالا فرود آيند تا فرا خور او شوند و در او نقش بندند، و در شنيدن و ديدن معمول شنيده شده و ديده شده از مواد خارجيه برداشت ميشوند و بالا ميروند تا بلوح نقشگير حس مشترك، و از آنجا بالا ميروند بخيال و متخيله و از آنجا بالا ميروند بعالم نفس عاقله.