آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٣ - تكملهايست در مورد حقيقت و صفات فرشتهها
و بسا كه در بيدارى هم آوازى از درون خود شنوند ولى شخص نمود دارى را بچشم نبينند.
و در كتاب حجة كافى كلينى- رضي الله عنه- در فرق ميان رسول و نبىّ و محدّث است كه ائمه : محدّث و مفهّمند (ج ١ ص ٢٧٠) و چون مسأله از راهش بتو روشن شد پديد گردد كه جمله (نزل الملك، فرو شد فرشته) مجاز عقلى است، دو واژه جمله معنى حقيقى خود را دارند و مجاز در اسناد است زيرا نزول در حقيقت از آن صورت نمودار است و بالعرض بجوهر مجرّد قدسى كه فرشته است نسبت داده شده، در اينجا استعاره بكار نرفته، چنانچه گوئيم، آنكه در كشتى است حركت كرد، و گوئيم: من حركت كردم، يا ساكنم، يا زيد را ديدم در صورتى كه مقصود وجود عينى او است نه صورت ذهنى نقش بسته در حسن مشترك و همچنانست در همه مقولاتى كه ما نسبت بآنها بالعرض متصف هستيم.
و امّا جمله (نزل الفرقان قرآن فرود آمد) مجاز است و استعاره تبعيه دارد، چون نازل حقيقى محل آنست كه نمودار فرشته است بصورت بشرى، يا اينكه مجاز در اسناد است نه در كلمه بنا بر اينكه اصوات و الفاظ عرض قائم بزبان گوينده نيستند بلكه عارض هوا هستند و حركت زبان سبب آنها است.
اگر گوئى: تو مطلب را در افاده خود بر قول بانطباع در ديدن بنياد كردى و بنا بر دو قول ديگر چه گوئى؟.
١- ديد اينست كه شعاعى بفيض الهى از درون چشم برآيد بشكل مخروط و در هواى ميانه آن و مرئى قرار گيرد و ديد محقق شود.
٢- ديد يك فيض بخشى اشراقى است از جانب مبدأ كه مايه كشف ابصاريست نامرئى و عدسى چشم در برابر هم باشند.
گويم: من از اين باك ندارم زيرا اين اختلاف سه قولى در ديد از مواد خارجيه است و از راه عدسى ديده بمذهب معمول نه در ابصار از درون و از راه غيب بدون دريافت از ماده خارجيه، بعلاوه هر سه قول در لوازم با هم موافقند