آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٣ - فائده ٢ در باره نوروز
دليل آورده كه مقصود همان اعتدال ربيعى است، دليل صريح بر بطلان قول خود آورده (پايان).
ميگويم: گفته أبو ريحان در كتاب (الآثار الباقيه) گفته گذشته ما را تأييد ميكند، آنجا كه در شمار تواريخ مشهوره گفته: سپس تاريخ يزدجرد شاه پسر شهريار بن خسرو پرويز كه بر پايه سالهاى فارسى بىكبيسه است، و براى آسانى در زيجها بكار رفته، و شهرت تاريخ او ميان شاهان ديگر پارس براى اينست كه پس از شوريدگى كشور و تسلّط زنها و افراد نالايق بر آن قيام كرد و با اين حال آخرين شاه آنها بود، و بيشتر نبردهاى با عمر بن خطاب بدست او انجام شد، تا دولت او نابود شد و خودش در مرو شاهجان كشته شد.
گفته پس از آن تاريخ احمد بن طلحه معتضد باللَّه است بر پايه سال روم و ماه فرس بمأخذ ديگرى كه كبيسه در هر ٤ سال ١ روز باشد، و سببش چنانچه أبو بكر صولى و حمزه اصفهانى گفتند اين بود كه متوكّل براى شكار گردش ميكرد و ديد زراعت هنوز نرسيده و درو نشده، گفت: عبيد اللَّه بن يحيى اجازه دريافت خراج از من خواسته و مىبينم زراعت هنوز سبز است، مردم از كجا خراج بپردازند، باو گفتند اين كار بمردم زيان رساند، زيرا بايد وام بگيرند و پيش فروش كنند، و از وطن آواره شوند، و بسيار شكايت دارند.
گفت: اين در دوران من رخ داده يا هميشه چنين بوده؟ گفتند بر پايه اينست كه پادشاهان فرس در هنگام نوروز خراج ميگرفتند و شاهان عرب از آنها پيروى كردند، مؤبد را خواست و گفت در اين باره بسيار بحث شده و من از شيوه فرس تجاوز نكنم، آنها چگونه از رعيت خراج ميگرفتند با آنكه رعيت پرور بودند؟
و چگونه در اين وقت كه محصول بدست نيامده و نرسيده اجازه مطالبه ميدادند، مؤبد گفت: گرچه در نوروز شروع ميكردند، ولى جمعآورى هنگام رسيدن زراعت بوده، گفت: چطور؟ و او اندازه سال و وضع كبيسه را برايش شرح داد و گفت: آنها كبيسه داشتند و چون اسلام آمد كبيسه رها شد و بمردم زيان رسيد.