آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٠ - روايات
پيغمبر رساندند، سپس اين را خواند «داناى نهانست و مطلع نكند بر نهان خود كسى را جز رسولى كه به پسندد و البته براه اندازد از پيش و از پس او ديده به آنها، ٢٨- الجن» يعنى چهار فرشته «تا بداند كه رسالات پروردگارش را رساندهاند».
٧٥- (...) و از سعيد بن جبير در قول خدا «البته او براه اندازد از پيش او و از پس او ديدهبان» گفت: چهار نگهبان با جبرئيل تا بداند محمّد كه رسالات پروردگارشان را رسانند، گفت: جبرئيل قرآن را نياورد جز با او چهار فرشته نگهبان بودند ٧٦- (.. ص ٢٧٦) از ضحّاك بن مزاحم در قول خدا «جز رسولى كه پسندد و البته براه اندازد از پيش او و از پس او ديدهبان» گفت: چون نزد پيغمبر فرشته مىآمد فرشتههائى از پيش و پس او مىآمدند تا نگذارند شيطان بصورت فرشته درآيد.
٧٧- (ج ٥ ص ٢٧٥ درّ منثور) از ابن عباس در تفسير قول خدا «جز رسولى كه پسنديد و البته براه اندازد از پيش او و پس او ديدهبان» گفت: فرشتههاى پىگير بودند كه پيغمبر را از شياطين حفظ ميكردند تا بر او روشن شود وضع آنكه بر او فرستاده شده.
٧٨- (.. ص ٢٩٢): و از سعيد بن جبير «و نيست از ما جز آنكه مقام معلومى دارد، ١٤٥- الصافات» گفت: فرشتههايند، در آسمان جايى نيست جز آنكه در آن فرشتهايست بسجده يا ايستاده تا قيامت.
٧٩- (.. ص ٢٩٢) از علاء بن سعد كه روزى رسول خدا به همنشينانش فرمود:
آسمان ناليد و سزد كه بنالد جاى پائى در آن نيست مگر آنكه فرشتهاى در ركوع است يا سجود، سپس خواند وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ، وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ- الصافات.
٨٠- از مجاهد، وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ گفت: ناليد آسمان و سرزنش ندارد كه بنالد بر آن يك وجب نيست جز فرشتهاى پيشانى نهاده يا دو