آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٧ - فائده ٢ در باره نوروز
نامهاى ماهها و روزهاى فارسى آن را به «نخست روز فروردين ماه» ترجمه كرده.
و اگر از اين حقيقت بگذريم و ناچار شويم حمل بر عرف كنيم، بر متتبع شكى نماند كه در زمان خطاب عرف متعدّد نبوده و زمانى دراز پس از آن متعدّد شد و ملكشاه روز نزول خورشيد را ببرج حمل نوروز سلطانى ناميده، و خوارزمشاه نهم آن را كه شرف خورشيد است نوروز خوارزمشاهى ناميده، و ديگرى روز ديگر را نوروز معتضدى و همچنين، و انكار پديد شدن آن در اين زمان با اينكه گاهى مقيد به سلطانى است و گاهى به جلالى و يك بار به ملكى براى نسبت بهر كدام از القاب سلطان جلال الدين ملكشاه كه در دفترها و تقويمها ضبط است و در كتابهاى منجمين و اهل هيئت مايه شگفتى است.
اگر گوئيد: دعوى تقدم آن بر اسلام بنا بر اينست كه شهرت دارد آغاز تاريخشان در عهد جمشيد يا جز او موافق يكم حمل بوده و چرخيدن آن در فصول بسبب اسقاط كبيسه و افتادگىها ديگر بوده كه ذكرشان گذشت.
گوئيم: اگر آن را بپذيريم ترديد نيست كه مقصود از نوروز فرس آنست كه در هر سال آنها تازه مىشود، و آن را آغاز سال ميدانند نه آنچه جز بندرت واقع نشود مانند يكم حمل.
اگر گوئى: در اينجا سه احتمال بيشتر نيست، يكم: نوروز مورد روايت يكم حمل باشد هميشه دوّم: يكم فروردينشان هميشه، سوّم: يكم فروردين مطابق با يكم حمل، سوّمى درست نيست چون در ساليانى دراز يك بار مىشود، و معلوم است كه مقصود نوروز هر سال است، دومى هم نظر بحساب درست نيست، چون وقتى ما روزهاى فروردين زمان خود را جمع كنيم تا برسد به ١٨ ذيحجه سال ١٠ هجرت كه در نص روايت آن را نوروز دانسته و آن را تقسيم كنيم بر سالهاى بىكبيسه آنها از زمان پيغمبر ٦ تاكنون كه ٣٦٥ روز است ٩٢- ٩٣ روز باقى ميماند اينها اين مقدار، فروردين داشتند پس از تاريخ نامبرده، و چون اين دو احتمال