آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٥ - تكملهايست در مورد حقيقت و صفات فرشتهها
زهرة الرياض از عبد اللَّه بن سلام است كه از رسول خدا ٦ پرسيدم از نخست فرشته كه پيش از نكير و منكر در گور بميت وارد شود؟ فرمود: اى پسر سلام فرشتهاى باشد كه رويش چون خورشيد بدرخشد بنام رومان كه بگور آيد و مرده را بنشاند و باو گويد: كردار نيك و بد خود را بنويسد با انگشت خود بجاى قلم و آب دهن بجاى مداد بر قطعه از كفن خود بجاى كاغذ و كارهاى خويش را نويسد.
و چون بكار بدش رسد شرم كند، فرشته گويد: اى خطا كار در دنيا از خدا شرم نكردى و كردى و اكنون شرم دارى و همه كار نيك و بد را در آن نويسد و فرمايدش در پيچ و مهر بنه، گويد مهر ندارم، گويد انگشت بزن و آن را در گردنش اندازد تا روز قيامت چنانچه خدا فرمايد «و هر آدمى طائرش چسبيده بگردن او است تا آخر آيه» سپس منكر و نكير آيند.
و شاذان بن جبرئيل در كتاب فضائل از اصبغ بن نباته آورده كه سلمان- رضي الله عنه- بمن گفت: مرا بگورستان بر كه رسول خدا فرموده: اى سلمان چون مرگت رسد البته مردهاى با تو سخن گويد، و چون او را بردم و مردهها را فرياد زد يكى جوابش داد، سلمان از مرگ و پس از آن از او پرسيد و او داستانهاى طولانى و هراسهاى بزرگ كه ديده بود در جوابش گفت و در ضمن گفت: چون خاندانم با من وداع كردند و خواستند برگردند از گورم، پشيمانى مرا گرفت و گفتم كاش بر ميگشتم و يكى از گوشه گور بمن پاسخ داد، نه هرگز، اين كلمهايست كه او گوينده آنست از پس آنها برزخ است تا روز قيامت.
گفتم: تو كيستى؟ گفت: منبه، فرشتهاى كه خدا مرا بهمه خلقش گماشته تا پس از مرگ آنها را بكردارشان آگاه كنم تا در برابر خدا كارهاى خود را بنويسند سپس مرا كشيده و نشانيد و گفت: كارهايت را بنويس، گفتم: شماره آنها را ندارم گفت: نشنيدى قول پروردگارت را «شماره كند خدا آن را و فراموش كرديد».
سپس گفت: من برايت ميگويم و تو بنويس، گفتم كاغذ كجا است؟ گوشه