آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٦ - روايات
١٨ درجه زير دائره افق است در همه جا و بر اثر اختلاف مطالع قوس انحطاط ساعت ميان سپيدهدم و برآمدن خورشيد و هم ميان غروب خورشيد و غروب شفق كم و بيش ميشوند.
علامه- ره- در كتاب المنتهى گفته: روشنى روز از پرتو خورشيد است، و هر چه خودش تار باشد از خورشيد پرتو گيرد چون زمين و ماه و اجزاء پيوسته و جداى زمين، و هر چه از خورشيد پرتو گيرد سايهاى از پس خود دارد، و خدا بلطف حكمتش مقدّر كرده كه خورشيد گرد زمين بچرخد و چون زير زمين باشد سايه مخروطى زمين بالاى زمين باشد و هوائى كه در گرد اين مخروط پرتو گرفته پايان اين مخروط تاريك است، ولى پرتوگيرى هوا سست است، و هر چه دورتر باشد سستتر است و در ميان مخروط تاريكتر است.
و چون خورشيد در زير زمين بافق شرق نزديك شود، مخروط سايه ببالاى سر كج شود، و اجزاء پرتو دار كناره سايه بديدرس آيند و در نزديك صبح ديده شوند و بنا بر اين هر چه خورشيد بافق نزديكتر شود پرتو كنارههاى سايه ديدرستر و روشنتر گردد تا خورشيد برآيد، و نخست بار كه پرتو نزديك بصبح ديده شود باريك و دراز است چون عمود و صبح كاذب نام دارد، و مانند دم گرگ است، در باريكى و درازى و سپيده نخستش نامند چون پيش از دومى است و كاذبش گويند چون هنوز افق تاريك است، براى آنكه اگر راست بود بايد نزديكتر بخورشيد روشنتر باشد و ضعيف است و باريك و روى زمين در تاريكى خود است و اين پرتو فزايد تا پهن شود در كنار افق چون نيم دائره و آن سپيدهدم دوم و صادق است كه براستى صبح شده.
[روايات]
١- در كافى (ج ٣- ص ٢٧٩): بسندش از امام ششم ٧ كه خدا پردهاى از تاريكى در پهلوى مشرق آفريده و بدان فرشتهاى گماشته، چون خورشيد فرو شود آن فرشته تا دو كف خود از آن تاريكى برگيرد و بمغرب آيد و بدنبال شفق باشد، و خرده خرده از ميان دو كفش برآيد و بگذرد تا هنگامى كه شفق فرو شود