آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٠١ - تفسير
٢- اگر هوا نميگرديد و باد نمىآمد كشتى روان نميشد و كسى جز خدا بدان توانا نيست و اگر همه عالم جمع شوند كه باد را از شمال بجنوب برگردانند و بجريان آرند در صورتى كه هوا ساكن است نتوانند.
«ابر مسخّر ميان آسمان و زمين» آن را مسخّر خوانده بچند وجه.
يكم: طبع آب فرود آمدنست و ماندنش در هوا نياز بقدرتى دارد كه آن را بر خلاف طبعش نگهدارد.
دوم: اگر هميشه ابر باشد زيان دارد چون خورشيد را بپوشاند و پر ببارد و اگر هيچ نباشد هم ضرر دارد چون قحط شود و گياه نباشد.
سوم: ابر در يك جا نايستد و خدا تعالى بوسيله بادها آن را هر جا خواهد براند و اين هم خود تسخير آنست (پايان).
«لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ» بيضاوى در (ج ١ ص ١٢٦) تفسيرش گفته: بينديشند در آن و بچشم خرد آن را بنگرند و خلاصه سخن در دلالت اين نشانهها بوجود خدا و يكتائيش اينست كه اينها امورى ممكن الوجودند و هر كدام با اينكه چند راه موجود شدن دارند بوجه مخصوصى يافت شدند، مثلا ميشد آسمانها بيحركت باشند يا برخى آنها بيحركت باشند مانند زمين يا بر وارونه حركت كنند يا از جنوب بشمال بچرخند و يا اينكه اوج و حضيض نداشته باشند.
يا بدين صورتى كه هست نداشته باشند چون بسيطند و اجزاء برابر دارند، و ناچار آفريننده توانا و حكيم و بىمعارضى آنها را طبق حكمت و خواست خود بدين نمط مخصوص آفريده، زيرا اگر با او خداى ديگر بود و توانائى او را داشت:
اگر هر دو اثر ميكردند لازم ميشد اجتماع دو مؤثر تام در يك اثر و اگر يكى از آنها اثر ميكرد ترجيح بىمرجح ميشد و ناتوانى ديگرى منافي خدائى او بود، و اگر با هم مخالف بودند يك ديگر را دفع و طرد ميكردند و موجودى نبود چنانچه خدا بدان اشاره كرده «اگر در آسمانها و زمين خدايانى جز خداى يگانه بودند تباه ميشدند، ٢٢- الأنبياء» «و او است كه فرو آورده از آسمان آب».