آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٩٩ - فائده ١ در باره نام روزهاى ماههاى فارسى
كه بايد نام روز در آن برده شود.
و اين روز فراهم شده نامى نداشت، و شيوه خسروان آن بود، كه براى هر روز از خمسه مسترقه يك نوع گل و شكوفه مقرّر كرده بودند كه در بر آنها بگذارند و يك رنگ شراب بمجلس بياورند شيوه منظم كه تخلف پذير نبوده، و گزاردن (خمسه مسترقه) را ميان آبان و آذر اين بوده كه پارسيان گمان ميكردند آغاز سالشان از هنگام آفرينش آدم نخست بوده، در روز هرمز، و ماه فروردين كه خورشيد در اعتدال ربيعى ميان آسمان جا داشته، و آن آغاز هزاره هفتم از هزارههاى سال جهانست نزد آنها.
و منجمين هم گفتهاند، طالع عالم سرطانست كه خورشيد در آغاز حمل و نيمه نهايت عمارت بوده كه طالع سرطان مىشود، و آغاز دوره و پيشرفت است و گفتهاند بدانش ناميدند چون سرش از همه بروج بمعموره نزديكتر است، و شرف مشترى كه مزاج معتدل دارد در آنست، و پيشرفت همانا از تأثير حرارت معتدله در رطوبت است و سزد كه طالع عالم باشد و گفتهاند وجه تسميه اينست كه با طلوعش چهار طبع كامل شوند و پيشرفت حاصل گردد، و از اين گونه مانندها گفته است.
چون زردشت آمد و سالها را با ماهى كه از ٤/ ١ فراهم ميشد كبيسه كرد، زمان بآغاز خود برگشت و بآنها گفت مانند او عمل كنند، و فرمانش را اجراء كنند نام جدائى براى ماه كبيسه ننهادند، و آن را مكرّر نكردند، بلكه بنوبه محافظتش نمودند، و نگران شدند كه مبادا نوبهها بر آنها اشتباه شود، و پنج روز بآخر ماه كه كبيسه بدان منتهى ميشد منتقل گردند.
و چون در اين كبيسهگيرى مراسم جشن بايد و موافق حكمت و بصلاح پادشاه و رعيت بود اگر در هنگام آن كار كشور نامنظم بود آن را پس ميانداختند تا بدو ماه ميرسيد و اگر مانع پيش بينى ميشد، دو ماه آن را پيش ميانداختند، چنانچه در دوران يزدجرد پسر شاپور پيش آمد، و آن آخر كبيسهاى بود كه عمل