آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠١ - فائده ٢ در باره نوروز
و اقرب اين تفاسير همان نزول خورشيد ببرج حمل است بچند وجه.
١- معروفتر است ميان مردم و بيشتر بكار ميرود، و خطاب مطلق و عمومى بموضوع عرفى منصرف است نه آنچه ضد آنست زيرا همان معلوم است از عادت و حكمت شرع مانند اينكه اوقات نماز را به گردش خورشيد مربوط ساخته و روزه را بديد ماه نو ماه رمضان و هم حج را و آنها اموريند روشن و همهشناس بلكه جانداران هم آن را ميفهمند.
اگر بگويى: در بلاد عجم نزول شمس ببرج حمل معروف نيست بلكه مورد انكار است و چرا عرف برخى بلاد را بر برخى ترجيح دادى، بعلاوه اينكه تو گوئى تازه است و «نوروز سلطانى» است و نخست قديمتر است و گويند تا زمان نوح سابقه دارد و پاسخ اعتراض يكم اينست كه چون عرف متعدد شد عرف شرع مقدّم است و اگر نباشد عرف اقرب بلاد و لغات بشرع، و منصرف بعرف و لغت عرب شود كه اقرب بشرع است، و از دوم باينكه هر دو تفسير پيش از اسلام بودهاند ٢- مناسب است با آنچه در الأنوار گفته: كه آفرينش خورشيد در شرطين بوده كه در اول حملاند و مناسب است بزرگداشت روزى كه بسر آغاز پديد شدن خود برميگردد ٣- مناسب است با آنچه علىّ بن طاوس گفته: كه آغاز آفرينش جهان ماه نيسان بوده، نيسان هنگام بودن خورشيد در حمل داخل مىشود، و چون روز آغاز آفرينش است مناسب است كه روز عيد و شادى باشد و از اين رو وارد است كه بهترين عطر بكار رود، و پاكترين جامه پوشيده شود، و شكرگزارى گردد، بغسل آماده دعا شوند، و آن را با روزه و نماز مقرّر بكمال رسانند، كه آغاز نعمت كبرى است و آن برآمدن از نيستى بهستى است و سپس گرايش بشر بثواب جاويد خدا، و از اين رو فرمان داريم ببزرگداشت روز مبعث و غدير كه آغاز منصب نبوّت و امامتند، و همچنان روز ولادت پيغمبر و على ٨