آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤١ - قسم يكم سحر كلدانيها
آيا قبح يك حكم نيست با اينكه چند علت دارد چون ستم، دروغ و جهل، پذيرفتيم كه علّت مشترك بايد، ولى نپذيريم كه هيچ وجه اشتراكى نيست جز اينكه همه قدرت ذاتى نداريم ولى چرا اين قدرت در برخى وسيله خلق جسم و زندگى نباشد.
و اما اعتراض در وجه دوم اينست كه صرف مخالفت اين قدرت با قدرتهاى ديگر سبب امتياز آن نيست براى خلق جسم و زندگى بلكه براى خصوصيتى است كه بدان از قدرتهاى ديگر ممتاز است و آن خصوصيت در آنها نيست، و نظير اين سخن است كه گفته شود مخالفت آواز با سفيدى سختتر نيست از مخالفت آن با سياهى، و اگر اين مخالفت مانع از آنست كه هوا ديده شود بايد سبب شود كه سفيدى هم ديده نشود.
و چون اين سخن فاسد است آن سخن آنها هم فاسد است و عجب است از قاضى كه چون اين وجوه را از اشعريه در مسأله رؤيت حكايت كرده همه را با اين اعتراضها انتقاد كرده سپس خودش در اين مسأله كه پايه اثبات نبوّت و ردّ بر منكران رسالت است بدان تمسك جسته.
و اما وجه سوّم كه اگر اين اصل درست باشد دليلى براى اثبات نبوت نماند گوئيم: يا قول بصحت نبوت فرع فساد اين اصل است يا نيست اگر باشد نميشود فساد اين اصل را فرع صحت نبوت دانست زيرا دور لازم آيد و اگر نيست اين سخن بيهوده گردد.
و اما اعتراض در وجه آخر اينست كه سخن در امكان غير از سخن در عمل است و ما نميگوئيم اين حالت براى هر مدعى حاصل است بلكه بسا در هزارها سال يكى بچنين مقامى رسد و اين كه شما گوئيد لازم نيايد، اين بود سخن در نوع يكم سحر و جادو.