آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨ - باب پانزدهم رواياتى در سعد و نحس روزهاى هفته
گويد: گفتم: پس سهشنبه؟ فرمود: در آن دوزخ آفريده شده و اينست معنى قول خدا عزّ و جلّ «رها شويد بدان چهاش دروغ دانستيد+ رها شويد بسايهاى سه پرّه+ كه نه خنكى دارد و نه از شراره جلوگيرد، ٢٩- ٣١- المرسلات».
گويد: گفتم: پس چهارشنبه؟ فرمود: چهار پايه دوزخ ساخته شده، گويد:
گفتم: پس پنجشنبه؟ فرمود: خدا در آن پنج را (بهشت را خ ب) آفريد كه روز پنجشنبه شد گويد: گفتم: پس جمعه؟ فرمود: خدا عزّ و جلّ در آن خلق را براى ولايت جمع كرد، گويد: گفتم: پس شنبه؟ فرمود: فرشتهها در آن به پروردگارشان منقطع شدند و يافتند كه او هميشه يگانه بوده.
بيان: بنام هر دو يعنى بنام ابى بكر و عمر، و پنج اصحاب كساءاند : «سبتت الملائكه» يعنى از كارهاى خود بريدند براى انديشه در باره خدا تعالى راغب در مفرداتش گفته اصل سبت بريدن از كار است .. و گفتهاند روز سبت ناميده شده براى آنكه خدا آفرينش آسمانها و زمين را روز يك شنبه آغاز كرد و آنها را در شش روز آفريد چنانچه فرموده و روز شنبه از كار بريد و بدان ناميده شده.
٣- در خصال (٣٣- ٣٤): بسندش از صقر بن أبى دلف كرخى گويد:
چون متوكّل آقاى ما أبو الحسن عسكرى را بسامره برد من آمدم از او خبرى گيرم و زرّاقى دربان متوكّل بمن نگاهى كرد و گفت درآى من نزد او رفتم، گفت: اى صقر چه كار دارى؟ گفتم: يا استاد خير است، گفت: بنشين، و از من همه چيز را پرسيد و گفتم خطا كردم كه آمدم گويد: مردم را از گرد خود دور كرد و سپس بمن گفت: چه كار دارى و براى چه آمدى؟ گفتم: براى يك خبرى، گفت: شايد آمدى خبرى از آقاى خود بدست آرى گفتم: آقايم كيست؟ آقايم امير المؤمنين است، گفت خاموش باش، آقاى تو همان امام بر حق است از من نترس، من با تو هم عقيدهام، گفتم: الحمد للَّه.
گفت: ميخواهى او را ببينى؟ گفتم: آرى گفت بنشين تا پستچى از نزد او