آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣ - باب چهاردهم روزها، ساعتها، شب و روز
براى غسق هم ركعتى مقرّر است.
بيان: مقصود دو ركعت وتيره است كه يك ركعت محسوبند و منظور از ساعات ساعات معوجه زمانيه است كه شرحش بيايد، و اينكه اين دو ساعت را از شب و روز جدا كرده، رعايت اصطلاح قدما، و اهل كتاب را نموده، و ابو ريحان بيرونى در قانون مسعودى از برهمنان هند نقل كرده كه ميان سپيده دم تا بر آمدن خورشيد و ميان غروب خورشيد تا غروب شفق از شب و روز نيستند بلكه مرز ميان آنهايند، و بيرجندى هم در برخى حواشى خود آن را نقل كرده.
٤- در علل (ج ٢ ص ١٥٥) بسندش در خبر ابن سلام است كه از پيغمبر ٦ پرسيد چرا شب را ليل گفتند؟ فرمود: چون مردها و زنها در آن داد و ستد دارند با هم، خدا عز و جل آن را الفت و پرده ساخته كه فرموده «و نموديم شب را لباس، و نموديم روز را معاش ١٠، ١١- النبأ».
بيان: داد و ستد شبانه را ملايله گويند، و روزانه را مياومه، و از آن بر آيد كه ليل را از ملايله باز گرفتند با اينكه ظاهر برعكس است، و بسا مقصود اينست كه اصل ليل پرده است.
٥- در علل (ج ٢ ص ٢٦٤) بسندش از امام صادق ٧ از پدرش كه رسول خدا ٦ فرمود: بادها را دشنام ندهيد كه فرماندارند، كوهها و ساعتها و روزها و شبها را دشنام ندهيد تا گنه ورزيد و به شما برگردانند.
بيان: مقصود اينست كه هر بدى و زيانى در آنها است به تقدير آفريدگار آنها است و بر آن وادارند و لعن را نسزند و لعن نابجا به لعنكننده بر گردد.
٦- در تحف العقول (٤٨٢) حسن بن مسعود گفت: نزد امام دهم ٧ رفتم با اينكه انگشتم خون آمده و سوارى با من تصادف كرده و دوشم را كوفته بود و در ميان ازدحام مردم در آمده بودم و برخى جامههايم را دريده بودند و گفتم اى روز خدا شرّت را از من كفايت كند كه چه شوم بودى امام ٧ بمن فرمود: اى حسن