آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٨ - باب نوزدهم روز چهارشنبه
فرو برده، چهارشنبه خدا أيوب را گرفتار بردن مال و فرزند كرده.
چهارشنبه يوسف ٧ به زندان رفته، روز چهارشنبه خدا عزّ و جلّ فرموده «راستى ما آنها را و قومشان را نابود كرديم، ٥١- النمل» روز چهارشنبه صيحه آنها را فرا گرفته، روز چهارشنبه ناقه را پى كردند، چهارشنبه سنگ سجيل بر آنها باريد، چهارشنبه سر پيغمبر شكسته و دندانهاى پيشين او شكسته شدند، روز چهارشنبه عمالقه تابوت را گرفتند.
صدوق- ره- گفته: هر كه روز چهارشنبه ناچار از سفر باشد، يا خونش بجوشد رواست كه سفر كند و حجامت كند و بر او شوم نباشد بويژه اگر بقصد مخالفت با بدفالان باشد، و هر كه از مسافرت بىنياز و از خون گرفتن بىنياز باشد اولى ترك هر دو است.
بيان: بسا كه گذاشتن در منجنيق در خبر روز بآتش انداختن باشد و بسا در يك روز باشند، و روز چهارشنبه خدا گفته: يعنى در باره آن گفته و آن داستان صالح و قوم او است، همچنان صيحه عذاب آنهاست و آن منافات دارد كه پى كردن شتر هم چهارشنبه باشد، زيرا ميان آن و عذاب ٣ روز بيش نبوده، جز اين كه مقصود توطئه براى آن باشد، و نيز شكستن سر پيغمبر ٦ بقول مشهور مفسّران و مورّخان روز شنبه بوده، و اين مايه ضعف روايت است، محاق آخر ماه يا سه روز از آخر ماه است.
٢- در خصال (٢٨): بسندش از برخى اصحاب ما كه: روز چهارشنبه نزد امام دهم ٧ رفتم و او حجامت ميكرد، گفتم أهل حرمين از رسول خدا ٦ روايت كنند كه هر كه روز چهارشنبه حجامت كند و پيس شود سرزنش نكند جز خود را فرمود دروغ ميگويند همانا اين بكسى رسد كه مادرش در حيض باو آبستن شده.
٣- و از همان: بسندش از عبد الرحمن بن عمرو بن اسلم (ترجمه اين روايت گذشت) در حديث ١- باب ١٦.
٤- و از همان: بسندش از محمّد بن احمد دقّاق گفت: بامام هفتم نوشتم و پرسيدم