آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٧ - باب چهاردهم روزها، ساعتها، شب و روز
شام اصيل و اصيله گويند، جوهرى گفته: اصيل پس از عصر است تا مغرب و گفته طفل پس از عصر است كه خورشيد كودكانه بدامن مغرب مىافتد.
گويم: در برخى كتب ديدم عرب هر كدام از شب و روز را به ١٢ ساعت بخش كنند و بهر ساعت نامى نهند ساعات روز، بكور، شروق، غدوّ، ضحى، هاجره، ظهيره، رواح، عصر، قصر، اصيل، عشىّ، غروب، ساعات شب: شفق، غسق، عتمه، سدفه، جهمه، زلفه، بهره، سحر، سحرة، فجر، صبح و صباح و برخى ساعات روز را چنين نامند: دزور، بزوغ، ضحى، غزاله، هاجره، زوال دلوك، عصر، اصيل، صبوب، حدود، غروب.
و برخى چنين گويند: بكور، شروق، اشراق، راد، ضحى، متوع، هاجره، اصيل، عصر، قصر، طفل، غروب، در قاموس گفته بكره و غدوه بمعنى بامدادند و پيشى گرفتن بهر كارى را در هر وقت باشد ابكار گويند، و غدوه و غدا از سپيدهدم تا طلوع خورشيد است، و ضحو و ضحوه و ضحيه چاشت است و ضحى اندكى بالاتر و ضحاء نزديك نيم روز، رواح شامگاه است از زوال تا شب، و عصر تا سرخ نمودن خورشيدن است.
و جوهرى گفته: قصر: آميختن با تاريكى است و بمعنى شامگاه، شفق روشنى آغاز شب است و خليل گفته سرخى آغاز شب تا هنگام نماز عشاء، و گفته:
عتمه ٣/ ١ از اول شب است پس از نهان شدن شفق، اصمعى گفته: سدفه و سدفه در زبان نجد تاريكى است و نزد ديگران روشنى و از لغات اضداد است و سدف هم چنين است، أبو عبيده گفته: سدفه تاريك روشن است چون پس از سپيدهدم تا روشن شدن هوا.
فيروزآبادى گفته: جهمه تاريكى پايان شب است، و فجر: سپيدهدم، و صبح همان فجر است يا آغاز روز، و صبح نزد عرب نامهاى بسيار دارد چون:
فلق، سطيع، صديع، مغرب، صرام، صريم، شميط، سدف، شقّ، فتق، ذرور