آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٤ - قسم يكم سحر كلدانيها
قسم يكم [سحر كلدانيها]
: سحر كلدانيها و دروغزنها (سكدانيها خ ب) كه در دوران ديرين بودند و ستاره پرست بودند، و معتقد بودند كه ستارهها مدبّر اين جهانند و خير و شر و خوشى و ناخوشى أثر آنها است و آنهايند كه خدا ابراهيم را فرستاد براى ابطال عقيده ورد كيش آنان، و اينان دو دستهاند.
الف: آنها كه پنداشتند اين افلاك و كواكب بخود هستند و در هستى خود نياز بسرپرست و آفريننده ندارند، و علت نخواهند و خودشان سرپرست عالم كون و فسادند و اينان صابئه دهريهاند.
ب: آنان كه گفتند: محال است جسم واجب الوجود باشد، چون مركب است و نيازمند اجزاء، و هر جزء آن جز كل است و در ذات خود ممكن است، و هر ممكنى مؤثرى دارد و اجرام فلكى و اختران را مؤثرى بايد، و گفتند: اين مؤثر يا حادث است يا قديم و اگر حادث باشد مؤثر ديگرى بايد و تسلسل محال لازم شود و اگر قديم است با همه شرائط اثر بخشى را در ازل دارد يا نه چه گفته شود خلق عالم در اين خيرى كه هست براى آنست كه اصلح است يا گويد براى آنست كه ازل بگذرد يا براى حضور وقت مقدر يا محققى است.
بهر حال اگر علت تامه در ازل موجود است بايد اثر هم از ازل موجود شود زيرا اگر نشود يا ممتنع الترتب است و علت مؤثر نيست و خلف لازم آيد، و اگر ممكن الترتب است و نسبت بدان بىتفاوت و گوئيم يك بار بىاثر است و يك بار با اثر يا ترتب اثر در اين بار مشروط بانضمام چيزيست يا نه، اگر مشروط است پس مؤثر تام نيست و باز هم خلف است چون فرض كرديم مؤثر تام است و اگر مشروط نيست لازم آيد ترجح بىمرجح و تجويز آن راه استدلال بوجود ممكن بر صانع را مىبندد.
و اگر گوئيم در ازل علت تامه وجود نداشته و اگر اين فقدان پيوسته باشد لازم آيد كه اصلا مؤثرى نباشد ولى ما يك مؤثر ازلى را قبول كرديم و خلف لازم آيد و اگر وضع تازهاى پيدا شود بايد شرط تأثير حادث شود و اگر اين شرط خود بخود