آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٣٢ - تتميم گفتار در مورد عناصر طبقات زمين رنگين كمان باران و
بر اثر حرارت خورشيد كه در جنوب است آب بسمت جنوب كشيده شده، چون حضيض خورشيد در برجهاى جنوبى است و پرتو آن از نزديك اثر بيشترى دارد تا از دور و گرمى آن بيشتر است و حرارت رطوبت را ميكشد.
و بنا بر اين ممكن است كه معموره از شمال بجنوب جابجا شود و از جنوب بشمال بدنبال انتقال اوج خورشيد از يكى بديگرى، و معموره هميشه در سمت اوج است تا در تابستان آفتاب نزديك بالاى سر نشود و گرما سوزنده گردد و در زمستان پر دور نگردد تا سرما كشنده شود.
و گفتهاند براى اينست كه در سمت شمال گودالهاى عميقى بيك سبب نامعلوم بوجود آمده و آب بدرون آنها كشيده شده و جاهاى بلند بيرون افتاده، و گفتهاند سبب طبيعى ندارد و خواست خداست كه اين بخش زمين بيرون از آب باشد و جايگاه آدم و جز او از جانداران و وسائل زندگى آنان گردد.
و باز گويند همه اين عناصر پذيراى كون و فسادند و هر كدام بىواسطه يا بواسطه بيكديگر بدل شوند، چون آب كه سنگ مرمر شود، چون سنگ مرمر از آب زلال روان نوشيدنيست كه در يك گودى جمع شود و در اندك زمانى نزديك بحجم آب حجم گيرد چنانچه از برخى جاهاى مراغه آذربايجان نقل شده، و گفتهاند: اين بر اثر خاصيت برخى جاها است كه خدا در آن نيروى معدنى پر اثرى آفريده براى سنگ سازى و چون آبها بدان برخورند سنگ شوند، و بسا در درون زمين باشند بواسطه لرزش زمين بدرآيند.
و از اين بابست آنچه نقل شده كه برخى مردم سنگ شدند، و در برخى جاها پيكرههاى سنگى بشكل اشخاص آدمى از مرد و زن ديده شده و هم كودك كه در پيكره و خطوط تن چيزى كم ندارند، اشخاصى جانور مآب با همه امور آدمى بحال مخصوص كه گمان غالب ميرود مردمى بودند و با آنچه بدانها وابسته بوده سنگ شدند و دور نيست بر اثر خشم خدا چنين شده باشند (پايان).