آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩١ - تكملهايست در مورد حقيقت و صفات فرشتهها
پاشيد آنها باطراف افتند و گفتهاند: فرشتهها در اطراف آسمان در انتظار رسيدن فرمانند كه دوزخيان را بدان رانند و بهشتيان را تحيت و خوشامد گويند در بهشت (پايان).
و گفتهاند: اين مثلى است براى بيان ويران شدن آسمانها و پراكنده شدن اهلشان باطراف آنها مانند خانهاى كه خراب شود ...
«خازنان باران» فرشتههاى گماشته بدرياهاى باران خيز چنانچه از برخى اخبار برآيد، يا گماشته باندازه بارانها، يا آنها كه ابرها را انگيزند و گرچه از بخارهاى زمين و دريا باشند چنانچه مشهور است و زواجر سحاب عطف تفسيرى آنست يعنى راننده ابرها و بدان تفسير شده قول خدا تعالى فَالزَّاجِراتِ زَجْراً چنانچه گذشت «و آنكه بآواز راندنش جنجال رعدها شنيده شود» در قاموس است كه رعد آواز ابر است، و يا نام فرشتهاى كه آن را ميراند چنانچه مشتريان شتر را باحدى خواندن.
اذا سبحت به حفيفة السحاب در اين عبارت نسخهها بسيار مختلفند، در بعضى سبّحت بياء با تشديد، و در بعضى با تخفيف، حفيفة بحاء بىنقطه و دو فاء يك نقطه «خفيفه» با خاء نقطهدار و فاء و قاف بعد از آن، در برخى، حفيقه با بىنقطه و فاء و قاف بدنبال، بناء بر تشديد باء ممكن است اشاره باشد بقول خدا «او است كه تسبيح گويد رعد بحمدش، ١٤- الرّعد» و با تخفيف بمعنى شنا است و مناسبتر است.
حفيف آواى دويدن اسب و پريدن پرنده است، و خفق آواز كفش است در راه رفتن و حركت پرچم در وزش باد، ولى حفيق بحاء بىنقطه و فاء و قاف كه در نسخه ابن ادريس است در كتب لغت نيافتيم و شايد سهو قلم است و اين عبارت دنباله كلام پيش است و وصف فرشته ديگر نيست، و در نسخه ابن شاذان است كه إذا ساق به متراكم السحاب التمعت صواعق البروق چون ابر در هم آن را براند آتش برق از آن بجهد.