آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٩ - تكملهايست در مورد حقيقت و صفات فرشتهها
ظاهر ويژه برخى از آنها است كه بعد از اين هستند، و ذكر اين اوصاف هم منافات ندارد زيرا اينها كمال آنها هم هستند، و مجموع اوصاف مخصوص بدانهايند يا عطف تفسيريست براى بيان برخى اوصاف ثابته آنها، و ذكر سبب سزاوارى بطلب رحمت. «شهرت آنها را از تسبيح تو باز ندارد» يعنى شهوت ندارند.
«ديدههاشان خاشع است و نظر بسوى تو بر ندارند» در برخى نسخهها است كه نظر بسوى تو نيندازند، و بسا مقصود اينست كه از شرم سر بزير دارند يا از ترس، يا ديده بدان سو دارند كه خدا قبله آنها ساخته و بسوى عرش چشم نيندازند.
و بسا كه مقصود نظر دل است يعنى در ذات و صفاتت نينديشيدند و بدان چه خرد آنها نرسد و ظاهر اينست كه اين دو وصف از برخى فرشتهها است چنانچه در خبر معراج گذشت و بسا كه عمومى باشد «و آنان كه چون بنفس كشيدن دوزخ بنگرند بر نافرمانهاى تو» ترسند از اينكه مقصر باشند در عبادت تو و گويند «سبحانك ما عبدناك حق عبادتك».
يعنى تو را منزه دانيم از اينكه عبادات ما تو را سزد، زيرا چون سختى كيفر خدا را نگرند بخود بنگرند و كردار خود و ببزرگى و جلال خدا و دريابند كه كردارشان قاصر است از آنچه خداى سبحان را سزد و باو پناه برند و بتقصير خود اعتراف كنند، و برحمت و عفو و كرمش پناه گيرند، يا اينكه چون با شنيدن صوت عذاب بر خود ترسند كه مبادا بناحق دچار كيفر شوند، خدا را از آن منزّه شمارند و خود را مستحق آن دانند.
و والد- ره- ميگفت: بسا كه اين اظهار تعجب باشد از مخالفت دوزخيان تا آنكه به كيفر سزاوار شدند يا از آواز هراس آور غير عادى، و اين توبه آنها باشد از مكروه، و بسا بقصد شفاعت گنهكاران باشد كه خود را با آنها پيوسته و گفتند: خدايا ما مقصريم بما و آنها همه رحم كن.
«و بر روحانيان از فرشتههايت» در نهايه گفته فرشتههاى روحانى با راء