آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٣ - تفسير
آوردند، زيرا اگر گنهكار بودند براى خود آمرزش خواستند نه ديگران، و آن مورد اعتراض است.
«و ساختند براى او از بندههايش جزئى» و گفتند: فرشتهها دختران خدايند آن را جزء ناميده چون فرزند جزئى از پدر است و اين خود مستلزم تركيب منافى با واجب الوجودى است «البته كفور مبين است» يعنى كفرانش روشن است «و چون مژده دهند يكيشان را بدان چه براى رحمان نمونه داند» يعنى بدان جنس چون فرزند نمونه پدر است «رويش سياه ثابت شود» از اندوه و «در هم رود» از غم «آيا كسى كه زيور پرورده است» دختر خود گيرد «با اينكه در مجادله روشنگر نيست» و شيوا نتوانند سخن راند و دعوى خود را باثبات رساند چون نيروى خردش كم است «و فرشتهها كه بندههاى خدايند ماده سازند» و اين خود كفر ديگريست در گفته آنها كه آنها را ياوه گوش مرده باينكه اكمل و اكرم بندههاى خدا را كمخردتر و پستتر شمردهاند «آيا گواه آفرينش آنها بودند» و ديدند كه مادهاند چون بايد ديده شود و اين نادان ساختن و سرزنش آنها است «البته گواهى آنها نوشته شود» بر فرشتهها «و از آن بازپرسى شوند» در قيامت.
فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً فرشتهها كه هر چيز را ميان مردم پخش كنند چنانچه فرمان دارند، طبرسى در (ج ٩ ص ١٥٢ مجمع) گفته: ابن كوّاء از أمير المؤمنين ٧ كه بر منبر خطبه ميخواند پرسيد، الذَّارِياتِ ذَرْواً چه باشند (فرمود:
بادها، گفت: فَالْحامِلاتِ وِقْراً؟ فرمود: ابر، گفت: فَالْجارِياتِ يُسْراً؟ فرمود:
كشتيها، گفت: فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً؟ فرمود: فرشتهها و از ابن عباس و مجاهد هم روايت شده اين تفسير.
«در روز پنجاه هزار سال» يعنى اندازه آن از بالا آمدن ديگران ٥٠ هزار سال است و آن از پائينتر زمين است تا بالاى آسمانها، و گفته شده: بلندى آن روز بر برخى كفّار چنين است، و گفتهاند از آغاز نزول فرشتهها بدنيا و امر و نهى و