آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٠٢ - تفسير
رازى در (ج ٤ ص ١٥٣) تفسيرش گفته: در اين باره اختلاف است جبّائى گفته: خدا تعالى آب را از آسمان بابر فرو آرد و از ابر بزمين چون ظاهر نص دلالت دارد بر اينكه باران از آسمانست و تأويل نياز بدليل دارد كه ظاهر كلام غير ممكن است، و در اينجا دليلى نيست كه فرو شدن باران از آسمان نشدنى است و لازم است حمل بظاهر، و امّا گفتار كسى كه بخارها در درون زمين فراهم شوند و بهوا برآيند و از آنها ابر بسته شود و بچكد و آن بارانست جبّائى چند دليل بر نادرستى آن آورده.
١- اينكه بسا در وقت گرما بلكه در قلب تابستان تگرگ آيد و در سرماى شديد باران آيد و اين گفته آنها را تباه كند.
٢- بخارها چون برآيند و بالا روند از هم بپاشند و جدا شوند و ديگر بارانى از آنها پديد نگردد.
٣- اگر باران از بالا رفتن بخارات بود، بخارات هميشه بالا روند و بايد هميشه ببارد و چنين نيست، گفته باين دليلها ثابت شد كه پيدايش باران از بخار زمين نيست.
سپس گفته: آن مردم نياز باين گفته دارند از اين راه كه جهان را قديم شمارند و بيش و كم در آن روا ندارند، و بنا بر اين كم و زياد در آن نشود و معناى پديده اينست كه اين ذرّات وصف خود را عوض كنند و براى همين براى هر پديده چارهاى جستهاند و اما مسلمانان كه معتقدند اجسام مخلوق خدايند و خدا قادر و مختار است و ميتواند هر وقت خواهد جسم آفريند نيازى باين من دراريها ندارند و ظاهر قرآن اينست كه آب از آسمان فرود آيد و دليلى بر نشدن آن نيست و بايد ظاهر آن را گرفت و روشن شد كه خداى سبحانه باران را از آسمان بزير آورد يعنى اين اجسام را در آسمان آفريند و آنها را بابر فرو آرد و از ابر بزمين.
قول دوم: اينست كه مقصود فرود آمدن بارانست از سوى آسمان نه از