آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٢ - فائده در باره عناصر أربعه
سپس مشهور اينست كه بسائط در مركبات بصورت خود ميمانند، شيخ در شفاء گفته: جمعى در اين عصر نزديك مذهبى در آوردهاند غريب، گفتهاند: بسائط در تركيب و فعل و انفعال صورت و شخصيّت خود را از دست ميدهند و ديگر وجود خاص خود را ندارند و بيك صورت و هيولاى ديگر وجود دارند كه ميانهايست در صور خاصه آنها يا صورت نوعيه ديگريست و چند دليل بر نادرستى اين عقيده آورده كه آنها را رها كرديم.
انكساغورس و پيروانش گفتند همه چيز بصورت خود در كمون هم وجود دارند و در آمادگى زمينه بروز ميكنند و دگرگونى در صورت و كيفيت را منكرند و پندارند كه هيچ كدام عناصر بسيط و صرف نيستند بلكه همه چيز چون گوشت و استخوان و پى، و خرما و عسل و انگور بعينه در آنها وجود دارند، و نام عنصر غالب را بخود گيرند كه پديده آنها است، و در برخورد با هم آنچه در درون آنها است پديد شود، و غالب گردد و چشمگير شود پس از آنكه مغلوب و نهان بوده، نه اينكه پديد شده بلكه پيدا شده، و آنچه عيان بوده نهان گرديده و مغلوب شده.
و در برابر آنها ديگران گفتند: آنچه عيان شده از درون بروز نكرده بلكه از جاى ديگر در آن نفوذ كرده، چنانچه آب بواسطه اجزا آتشين كه در آن نفوذ كند داغ شود، و اين هر دو گفته سخيفاند و ياوه، و مشهور هم اينست كه عناصر در هم اثر كنند و كيفيت آنها از ميان برود و كيفيت ميانهاى پديد گردد بمناسبت كه آن را مزاج گويند، و بدان سزاوار افاضه صورت شخصى مناسبى از مبدأ شود.
سپس مشهور اينست كه آتشى كه از سنگ چخماق يا چوب جهد هوائيست ميان آنها كه از سايش گرم شده و آتش شده نه اينكه از درون سنگ و آهن و چوب برآيد، و ظواهر آيات و اخبار گذشته با آن مخالف نيستند.